محبت میکرد
ولی مشکوک هم بود
خیلی اصرار داشت من برم بیرون
یا تو اتاق ک بود صداشو یواش میشنیدم
شماره ب اسم دوستش بود حواب نمیداد شماره رو
ی وقتایی انگار حس گناه داشت توچشام نگاه نمیکرد قبلش رمز داشت بعد رمز گزاشت ولی این شماره رو تو کوشی سادش پیدا کردم
بعد من تو خونه چیزا مشکوکی پیدا کردم ک همشو میزد گردن دوستش همینا شد شک و یقین دیگ بعد ۶سال میفهمم وقتی دروغ میگه چ شکلی میشه