من با ی نفر توی رابطم ۶ماه هست
خیلی پسر خوبیه
۱۸سالشه خیلی ام دوسم داره
از این ۱۸ ساله های بچه ننه ن اینجوری نیس از چهارده سالگی کار کرده و حتی ده هزار اونم از باباش پول نگرفته ماشین داره خونه ام داره ماشین سنگین هم داره درس هم میخونه شغلش هم راننده کامیونه که اونو با کمک باباش گرفته و داره بهش پس میده پول ماشین سنگین رو
جز این ۶ماه دو ماه التماس کرد و ثابت کرد که دوسم داره
مشکل اینجاس که من قبلا که تو رابطه بودن بهم خیانت شد و چشمم ترسید از پسر
دیگه اعتماد و احساسم داغون شد
هر بهانه ای که بگید اوردم براش که ما بهم نمیخوریم ولی این کم نیاورد
ولی من حسی ندارم که بشه بش گفت عشق فقط دوسش دارم ی دوست داشتن عادی
و اینکه اون شدیدا وابسته منه جوری که ۲۰ روزه نتونستم برم ببینمش س چهار روزه زنگ میزنه گریه میکنه التماس میکنه میگه تروخدا بیا مردم از دلتنگی حتی شده برا ده دقیقه ولی ی مشکلی دارم نمیتونم برم
مشکل من اینکه رابطه ما ب ازدواج ختم نمیشه چون خانواده اون نمیزارن بخاطر اینکه رسم ازدواج فامیلی دارن
پدر منم ب پسر زیر ۲۵ سال دختر نمیده
و اینکه پدرم میگه تو باید تا دوسال دیگه ازدواج کمی کل فامیل وشتن حرف در اوردن
چیکار کنم که وابستگیش کم بشه
چون خیلی کله خرابه کار دس خودش میده اگه جدا بشیم