شوهر من حدود سه چهار سال پیش سابقه خیانت داشته که با دعوا بزرگ که راه انداختم ادب شد
دیگه چیزی ندیدم ازش
ولی برادر بزرگ ش هم زیر نظر دارتش
شوهر من با برادرش شریکند
یه دفتر گرفتن یا منشی
سر همین دفتر برادر بزرگم با منشی حرف زد که اگه لباس باز بپوشید و با برادرم صمیمی بشی اخراج ت می کنم .دوربین و میکروفون هم گذاشته که وصله به گوشی برادرشوهرم .کلید هم اکثرا دست برادرشوهر بزرگمه
امروز صبح زنگ زدم شوهرم دیدم تو دفتره .میگم چرا همه ش میری دفتر گفت نحوه بعضی کار ها رو بهش یاد میدم
ظهر هم باز زنگ زدم میگه دفترم دارم حساب کتاب میزنم .دیگه عصبی شدم گفتم اگه قراره تو بزنی اون خانم اونجا چی کار می کنه
داد و بیداد کردم قطع کرد
اینا رو بهش پیام دادم که میام اونجا آبروریزی می کنم چرا همه ش اونجایی
اونم پیام داده که لطفاً سرت به کار خودت گرم باشه به حد کافی درگیرم