2777
2789
عنوان

خیانت

| مشاهده متن کامل بحث + 1284 بازدید | 85 پست

داشتم میمردم خونه پدرم تویه شهر دیسگت تقریبا یک ساعتی فاصله داریم

از پنج صبح هرچی اسنپ میگرفتم نبود

دیگه ساعت حدود شش بود راه افتادم

حدودا هفت رسیدم هرچی زنگ میزدم میکوبیدم به در فایده نداشت کلی پشت در موندم گوشیش هم خاموش خیلی ترسیدم

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

گفتم بچه پیش تو بوده ازمن می پرسی

حتی قالب صابون تویه بشقاب با کارد بود که یه تکش بریده شده بود

گفت دو تا از دوستام پیشم بودن و زنگ زد به کی نمیدونم بعدش گفت قسم خوردن دست رو قرآن گذاشتن که به بچه دست نزدن و من فقط چند دقیقه تنهایش گذاشتم رفتم یه دوش گرفتم چون بچم خراب کاری کرده بود بهم

فکر کردم کسی نمی خونه و الکی دارم تایپ میکنم

بعدش اون خانمه گفت من خودمم یه دختر دارم و دختر توهم مثل دختر خودم چون دیدم نمیتونه دستشویی کنه و زور میزنه از پشت براش شیاف کردم

راست میگفت بچم یه روز بود دستشویی نمی کرد منم این موضوع و به شوهرم گفته بودم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792