شوهرم هم خودش امروز بدقولی کرده نیومده دخترمو ببرم دکتر
هم اومد زبونش دراز بود که محبت بلد نیستی .منم گفتم هری برو هر جا که محبت هست
اینم بگم قرار بود دهم هر ماه پول بده من و دخترم خرج لباس کنیم.از بس مثل گدا موندیم
الان دیده فردا دهم ماهه الکی دعوا راه انداخت
فردا هم یه قرار مهم دارم ساعت سه نمیشه بچه برد .جلسه رانندگی ه
دکتر دخترم هم هست
با این وضع نمیاد عمدا .منم نمی خوام زنگ بزنم چون گفت هر کی که تو رو به من معرفی کرده فلان بشه منو بدبخت کرده .
مثل سگ رفته خونه برادرش الاغ
منم گفتم نه این قضیه برعکس ه
انتظار داره مثل سگ پاچه بگیره من پروانه بشم دورش بگردم .
قلبم درد می کنه زده زیر جناغم وحشتناک ه
کاش بمیرم راحت شم