سلام بچه ها روزتون بخیر خوشی
ازتون کمک میخام.
من یه رفیق خیلی صمیمی و مثل خواهر دارم که اونم تنها دوستش منم. ما ده 12 ساله باهم رفیقیم و خانوادگی هم همینطور. هردو ازدواج کردیم.
دوستم به تازگی داییشو از دست داده ایشون جوون بود و در استخر غرق شد. تقریبا همسن خودمون بود داییش. و حالا دوستم بسیار حالش بده و افسردست و یکسره گریه حدودا پنجاه روز گذشته. میدونم زمان کمی هست و خیلی زمان میبره ک بهتر بشه ولی الانم داره زندگیش ب خطر میفته چون یسره میرن اون روستا سر خاکش و یکسره گریه و حتی عروسی من نیومد. این اتفاق ی هفته مونده ب عروسی من افتاد ک خب من نمیتونستم عروسیو کنسل کنم. الانم بقیه جاها نمیره با شوهرش ب مشکل خوردن چون اون میخاد دوره همی قرعه کشی ک بهشون افتاده روبیاره خونشون ولی دوستم راه نمیده میگه عزادارم.
قرارع فردا باهاش صحبت کنم. چی بگم بتش؟ دوستم خیلی برام عزیزه. ولی بیش از حد داره عزاداری میکنه