ميشه به من بگي
اسمم مهسا است ، خواهش ميكنم
يه ماه عه عروسي كرديم ، از بعد عروسي همش توي دعواييم
الان ده روز مسافرت بوديم ، شوهرم عين پروانه دورم ميگشت
تا رسيديم خونه ، يه شيشه خيارشور افتاد شكست و شوهرم شروع كرد دعوا كردن كه چرا گيج ميزني و ...
بخدا ٥ دقيقه نشد
تا ميايم خونه همش بهانه ميگيره
ميترسم دعا گذاشته باشن خونمون
اصلا تا ميام خونه به طلاق فكر ميكنم