اومد پیش من گفت میشه توم زنگ بزنی ببینی این هنوز منشی میخواد یا نه. منم زنگ زدم تا شروع کردم به حرف زدن فوری گفت بله خانم در خدمتیم حتما تشریف بیارید. کی حضوری میاید ببینمتون صحبت کنیم.
دومرتبه اومدیم گوشیو دادیم دست مادربزرگ من که مثلا برای نوه اش زنگ میزنه با یه شماره دیگه البته. باز گفت نه نمیخوایم. گرفتیم منشی.
بعد دوباره دخترخاله منو گفتیم زنگ زد با شماره خودش اونو هم تحویل گرفت گفت حتما بیاید فرم پر کنید کی میاید و این حرفا.
ببینین طرف چقدر حرومزاده ست که صدای دختر ظریف باشه میگه هنوز آگهیمون به راهه یه کمی عادیتر باشه به دلش نباشه به دروغ میگه دیگه نمیخوایم.
انقدر دلم برای دوستم سوخت. خودش چقدر ناراحت شد بغضشو دیدم طفلی. تازه مدرکشم فوقه از من و دختر خالمم بالاتره چقدرم کاری و زرنگ و بااستعداده. تازه یه شیفت کار می ره شغلشم خوبه اما چون بدهی زیاد دارن میخواست دوشیفت اینجا هم بره کار کنه.
به نظرتون مردابی مثل این صاحاب آموزشگاه اینجور حرومزاده هایی لایق چه برخوردی هستن؟ چه قانون شله که هر خری میاد آموزشگاه میزنه و آگهی میذاره.