یبار ازدواج ناموفق داشتم با کسی بعدش اشنا شدم دنیارو براش گزاشتم صیغشم شدم یه ماهه بی دلیل ولم ککرد الان فهمیدم حاملم زنگش زدم اومد بردم یه جا. که اشنا داره سقط کنم
دلم. شکست از این همه نامردی تورا سرب سرم میزاش حس کردم حس داره
اومدم خونه پپیامش دادم دوستدارم و اینا انگار نه انگار حتی زنگ زدم قطع کرد روم گفت من متولد۷۶ هستم توخونه بابامم. بچه بزرگم خیلی ناراحتم دلم مخاد خودم بکشم