2777
2789
عنوان

کمکم میکنید؟🥺🥺🙏🙏

100 بازدید | 21 پست

سلام 

از بس حالم بده نمیدونم دارم چیکار میکنم

من ۱۹ سالمه...ترک تحصیل کردم...تا کلاس هشتم بیشتر نتوستم درس بخونم و خانواده ام مانع تحصیلم شدن

احساس میکنم یه مرده متحرکم...هیچ امیدی به آینده ندارم...من بچه که بودم خیلی آرزوها و رویاها داشتم ولی نذاشتن😭خانواده‌ی من خییییلی تعصبی و مذهبی و مرد سالارن


شما خواهرانه و مادرانه چه نصیحتی بهم میکنید؟

چیکار کنم که خودمو از این فلاکت‌ و تاریکی نجات بدم ؟

چه کارایی میتونم برای آیندم بکنم؟

یه حس بی حسی نسبت به هر حسی🙂

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

سلام عزیزم  برو کارگاه های خیاطی خیاطی یاد بگیر یا دوره آرایشگری ببین اینجوری هم هنر داری هم آ ...

الان چند وقتیه که تو یه سالن زیبایی مشغول به کارم 

خدماتی البته

یه حس بی حسی نسبت به هر حسی🙂

درستو ادامه بده تو میتونی در کنارش هم همین آرایشگاهی که خدماتی میری یاد هم بگیر دست و بالت باز تر شد آموزشگاه بهتر برو مدرک هم بگیر

غنچه با دل گرفته گفت: زندگی  ...  زندگی لب ز خنده بستن است   گوشه ای درون خود نشستن است  ...  گل به خنده گفت: زندگی شکفتن است   با زبان سبز راز گفتن است ...  گفتگوی غنچه و گل از درون باغچه باز هم به گوش میرسد...  تو چه فکر میکنی   کدام یک درست گفته اند   من فکر میکنم گل به راز زندگی اشاره کرده است   هرچه باشد او گل است  ...  گل یکی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره کرده است   "قیصر امین پور"
نمیذارن که درس بخونم

پس همون خدماتی رو که میری حقوق شو نگیر به جاش آموزش ببین کمکم از بند و ابرو شروع کن و برو تا جایی که میتونی یاد بگیر ...خیلی جالبه اجازه درس خوندن نمیدن اما میذارن تو محیط آرایشگاه کار کنی ...ازین فرصت استفاده کن 

غنچه با دل گرفته گفت: زندگی  ...  زندگی لب ز خنده بستن است   گوشه ای درون خود نشستن است  ...  گل به خنده گفت: زندگی شکفتن است   با زبان سبز راز گفتن است ...  گفتگوی غنچه و گل از درون باغچه باز هم به گوش میرسد...  تو چه فکر میکنی   کدام یک درست گفته اند   من فکر میکنم گل به راز زندگی اشاره کرده است   هرچه باشد او گل است  ...  گل یکی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره کرده است   "قیصر امین پور"
پس همون خدماتی رو که میری حقوق شو نگیر به جاش آموزش ببین کمکم از بند و ابرو شروع کن و برو تا جایی که ...

آرایشگاه چون محیطش زنونه بود اجازه دادن

یه حس بی حسی نسبت به هر حسی🙂
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز