اول اینو بگم که نگید تو محرم چرا ....
ما مخالف بودیم ولی خانوادهی پسر از مشاور مذهبی سوال کرده بودن گفته بودن ایرادی نداره
این از این.
ولی مسئله اصلی اینه اژ دیشب تو جلسه واسه صحبت مهریه بابام خیلی بد رفتار میکرد
بلند میشد میدویید عصبانی و دعوا میکرد
اومد بیرون با مامانم اومدیم گفتم اشاره کردم بهش که چیزی نگو منظورم از چیزی نگفتن این بود که دعوا نکن آخه خجالت میکشیدم از رفتاراش
هیچی دیگه خلاصه تموم شد و رفتن همش داره باهام دعوا میکنه راه میره با خودش میگه مثل گراز میخوردن یا اینکه مسخرم میکنه میگه تازه بهم میگه بیا عکس هم بگیر و این صحبتا تازه ظهر داد میزد و زد منو😞😞😞
بدون تبریک، هی میگفت گمشو برو دیگه، منم از ته دل گریه کردم اینقد بلند گریه میکردم که انگار داشت قلبم بالا میومد، دلم میخواست بابام حداقل یه تبریک بگه نه این رفتارو، حالا که داشتم از این خونه میرفتم 😞
از صبح از اتاقم بیرون نرفتم و فقط گریه کردم، حلقمو انداختم گوشهیاتاق