2777
2789
عنوان

از فکرم بیرون نمیره هیچ جوره 😭

345 بازدید | 10 پست

این کاربری دوممه همین الان ساختمش تا شناسایی نشم . واقعا خیلی با خودم کلنجار رفتم ک اینجا بنویسمش یا ن خواهش میکنم راهنماییم کنید.

من ۱۴ سالم بود ک بایکی از فامیلامون دوست شدم همون زمان بهم خیانت کرد منم بخاطر همین باهاش کات کردم درصورتی ک عاشقش بودم حالا بعد از گذشت ۸ سال دوباره دیدمش تو مهمونی همش بهم خیره شده بود و با حسرت نگام میکرد . (البته هر سه سال میدیدمش) . از فکرم نمیره بیرون 🥲 انگار مته مغزم و سوراخ کرده . حسم بهش تغییر نمیکنه با اون همه بدی ک بهم کرده . از هر لحاظ ازش بالاترم نمیدونم چرا اینقدر خنگم حسم بهش عوض نمییشه . چیکار کنم به نظرتون ؟

تو فقط دلتنگ خاطرات خوبی هستی که باهاش داشتی .

احساست خاطرات بد رو فاکتور میگیره

پس‌یک بار دیگه به خودت یادآوری کن

               " از آن ها که تسلایشان می دادم                 ‌‌‌‌‌                                غمگین تر بودم ..."

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

تو فقط دلتنگ خاطرات خوبی که باهاش داشتی . احساست خاطرات بد رو فاکتور میگیره پس‌یک بار دیگه به خودت ...

هر چقد به خودم میگم احمق نباش ولی بازم فکرش میاد سراغم

هر چقد به خودم میگم احمق نباش ولی بازم فکرش میاد سراغم

بچه که نیستی یا دختر نوجوون ۱۸ ساله .

               " از آن ها که تسلایشان می دادم                 ‌‌‌‌‌                                غمگین تر بودم ..."
۱۴ ساله بودی با فامیل دوست شدی؟ با فامیل دوست ننیشدی لااقل . الان متاهلی؟ خب محلش نده هرجا هست تو نر ...


اسمشو میشه گذاشت حماقت . از اون موقع چ خواستگارایی چ پیشنهادایی ک داشتم همشونو رد کردم از اون موقع یا کسی تیستم 

مجردم. ۱۵ سالم بود اشتباه نوشتم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792