این کاربری دوممه همین الان ساختمش تا شناسایی نشم . واقعا خیلی با خودم کلنجار رفتم ک اینجا بنویسمش یا ن خواهش میکنم راهنماییم کنید.
من ۱۴ سالم بود ک بایکی از فامیلامون دوست شدم همون زمان بهم خیانت کرد منم بخاطر همین باهاش کات کردم درصورتی ک عاشقش بودم حالا بعد از گذشت ۸ سال دوباره دیدمش تو مهمونی همش بهم خیره شده بود و با حسرت نگام میکرد . (البته هر سه سال میدیدمش) . از فکرم نمیره بیرون 🥲 انگار مته مغزم و سوراخ کرده . حسم بهش تغییر نمیکنه با اون همه بدی ک بهم کرده . از هر لحاظ ازش بالاترم نمیدونم چرا اینقدر خنگم حسم بهش عوض نمییشه . چیکار کنم به نظرتون ؟