من میدونم خییلیییی حساسم لعنت بع این حساس بودن کع زندگیمو ازم گرفتع
من هیچکس تو دنیا جز شوهرم دوست ندارم اصلا دیگه حوصله هیچکسی رو ندارم حتی نمیرم خانوادم رو ببینم !
به عشقی رسیدم که از بچگی بهش نیاز داشتم
و حالا یع مشکلی هست اینکه شوهرم خیلی مهربونه همه رو دوست داره
حس میکنم عشقش مثل عشق من نیست من اونو میپرستم
جاری من خیلی با شوهرم صمیمی بوده قبل اینکع من بیام خیلی زیاد چت هاشون هنوز تو گوشی شوهرم هست هر وقت میخونم دستام میلرزه قلبم کند میزنه و حس میکنم نفسم میخاد بند بیاد
از اینهمه علاقه که به جاریم داره ( البته اسمشو میشه گذاشت برادرانع) جاریمم تو زندگیم خیلی کرم میریزه
البته من به شوهرم اعتماد کامل دارم و شک ندارم بهش ولی اینهمه علاقه ازارم میده
حتی وقتی تازع عقد میکردیم با من که تلفنی حرف میزد جاریمو دیده بود بعش پشت گوشی گف کثافط کجا بودی دلم تنگ شده و این حرفا
بعد الان انقددددد گفتم با کسی حرف نزن با کسی شوخی نکن صمیمی نشو حس میکنم خیلی مشتاقه مثل قبل باشع فقط انگار به خاطر منه که نمیخاد من یکم شل میگیرم زود شوخی میکنه !!!
حتی وقتی جاریم پشت سرم حرف میزنه حرفای خیلی ناجور میام بهش میگم میگه نه اون نگفته حتما اشتباه میکنی حتما تو انقد به اون دیدت منفیه که حرفاشو اشتباه برداشت میکنی
تروخدااااااا بگید من حساسم؟؟؟؟