خوشبحالتون خانوادتون پیشتونه یا اونایی یکیو دارن باهاش حرف بزنن من اومدم شهر غریب ۱سال خورده ای همش تنهام هیچکس و ندارم ی خواهرشوهرم اینجاس درسته بد نیس ولی بازم خواهرشوهره دیگ نمیشه باهاش حرف زد همیشه تنهام بیرون رفته الان نزدیک ی ماه بیرون نمیرم دیگ باردارم شوهرم دستش خالیه دلم نمیاد برم خرج کنم میترسم برم چیزی هوس کنم بخرم درسته شاید پولش کم بشه ولی کم کم زیاد میشه فقط جمعها با شوهرم میرم ک برا خونه وسایل بخریم پولایی ک دارمم سعی میکنم جمع کنم برا دکتر رفتن البتع چیزی بخوام شوهرم پولم نداشته باشه میخره حتما اما دلم نمیاد الانم انقد گریه کردم جون ندارم کسیو ندارم باهاش حرف بزنم مامانمینا هم نمیان راهمون دوره همش بهم قول میدن هفته بعد اما بابام نمیاره خیلی حالم خرابه بده 😭