سلام تورو خدااااا راهنماییم کنید کسایی ک منطقی نمیتونید کمکم کنید لطفا چیزی نگید! درگیر ی رابطه عاشقانه چهار ساله ام ک ب دلایل منطقی خانوادم با ازدواجمون مخالفت شدیددد کردن و اصلا راضی نمیشن ( بخاطر راه دور و فرهنگ متفاوت و اینکه از همه لحاظ باما فرق داشتن) من ۲۴ سالمه اون ۲۰ سالشه اره چهار سال ازمن کوچیکتره. میدونم ک هر چند سال دیگ هم باهم باشیم ازدواجمون درست و شدنی نیست . چندبار خواستم کات کنم ولی اون نخواست میگ همچنان صبر کنیم ولی صبر کردن کاری رو درست نمیکنه علاوه بر اینکه دوسش دارم بخاطر سختی های ک کشیده دلم میسوزه و دلم نمیاد تنهاش بزارم کمک کنید بگید چکار کنم تورو خداااا تصمیم درست چیه ؟ من اصلا نمیتونم درست تصمیم بگیرم 🥺💔😓
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
اگر پدرم ترک میکرد و پشت ما بود هیچکدوم از عموهام نمیتونستن تو خواستگاریم دخالت کنم و ایقدر مخالفت ن ...
شاید بخاطر کمبود محبت پدرته ک اینجوری وابسته این اقا شدی و نمیتونی دل بکنی بلاخره هرچی باشه یه پدر برای دختر اولین عشقه اما پدرتو با اینکاراش بهت خیلی ضربه زده
شاید بخاطر کمبود محبت پدرته ک اینجوری وابسته این اقا شدی و نمیتونی دل بکنی بلاخره هرچی باشه یه پدر ب ...
مطمعنم ی درصدی هم بخاطر کمبود محبت هست چون من اولین دوستت دارم هارو از زبون این آقا شنیدم ولی چکنم چجوری دل بکنم حتی اگر وابستگی باشه حتی اگر بخاطر کمبود محبت باشه قلبم این جمله رو پذیرفته ک اون پسر تموم زندگیه منه💔