شوهر من تا لنگ ظهر میخوابه یعنی از اولش اینطوری بود (مجردیش)
من اوایل ازدواجم میخواستم بیدارش کنم بهم لگد مشت میزد ک ولم کن
منم دیگه بیدارش نمیکنم
الان داشت با ننش حرف میزد
ننش میگه چرا تا اینوقت خوابیدی
گفت زنم بیدارم نمیکنه اونم گفت بگو بهش پدرسگ کار میکنم شما ها میخورین دیگه چرا بیدارم نمیکنی
منم شنیدم قرار بود امروز بریم خونشون منم به همسرم گفتم نمیرم من هر چقدر خوب باشم شماها نمیفهمین
ب روش نیاوردم پدر سگ گفتن ننشو
حالا ننش اگه زنگ زد ک چرا نیومدی چی بگم بفهمه ک ناراحت شدم