2777
2789
عنوان

مادرشوهر

| مشاهده متن کامل بحث + 468 بازدید | 47 پست
تروخدا بهم بگو من نیاز دارم ب این تجربه ها

ببین کلا خانواده همسر بهترین هم ک باشن آدم ازشون کمترین چیزارو به دل میگیره،مثلا دو بار بری بیرون ازت بپرسه کجا بودی میره تو مخت.یا ی موقع مهمون بیاد مادرشوهرت بگه چقد صدا کردید میره تو مخت.تازع اینا کمترینشه.دواتون بشه صداتون یکم بره بالا بفهمن دخالت میکنن.شاید بی موقع بیاد خونت و حوصله نداشته باشی یا خونه مرتب نباشه.اینا همش ب مرور باعث کدورت میشه و این حس بد تو ب خانواده همسرت باعث میشه بین خودتونم اختلاف پیش بیاد.دور باشید و احتراما حفظ بشه خ بهتره حتی اگ از نظر مالی تو فشار بیشتری بیفتید یا خونه کوچیکتری گیرتون بیاد ولی ارزشش و داره مستقل زندگی کنی.

بچه‌ها اگه امرور خرید سوپرمارکتی دارین، پیشنهادم اینه که خریدتون رو از سوپرمارکت دیجی کالا انجام بدین. 😄

هم تا ۹۹٪ تخفیف داره، هم یه کد تخفیف ۵۰۰ هزارتومنی داره.

کد: ATP5

ارسالشم انگار رایگانه

من گفتم اینجا هم بذارم شاید به دردتون بخوره. 🌸

ایوای خدایا 

بخدا قسم اگر به عقب برگردم هیچی نمیخام عروسی نمیگیرم پامو میکنم تو یه کفش برای خونه جداگونه 

اگر میدونستم بعد از ۳ماه قراره با ذلیلی بیاره بذارتم خونه بابام 

برج ۱۱عروسیم بود برج ۲ رسوندم خونه پدرم شوهر بی عرضم و پدرش

ببین کلا خانواده همسر بهترین هم ک باشن آدم ازشون کمترین چیزارو به دل میگیره،مثلا دو بار بری بیرون از ...

دقیقا مثلا قراره با نامزدم برم یه جایی چون شهرمون ازهم دور و متفاوته تا میخاد بیاد شهر ما من باید میرفتم برای یه کاری به شهر دیگ ای یه روز گفتم بیا مادرشم کف منم میام اولین بارشه میاد اون شهر رانندگی میگنع خیلی با سرعت میاد نمیدونم منظورش چیه دقیقا میخاد هرجا بریم اونم بیاد؟

خدا♥️

بذار چند تا از بدی هارو بگم من کلا سه چهار ماه پیش مادرشوهرم بودم بعد فرار کردم با اینکه مادرشوهرم اصلا کار نداشت خونم مرتبه یا نیس یا انتظار نداشت برم خونش تو کارا کمکم کنم یا اهل پر کردن شوهرم نبود ولی خب شبا هرشب میومدن خونه ما شب نشینی من یک شب هم با شوهرم تنها نبودم تا یه جر و بحث کوچیک میشد میومد خونه ما و چون خونه اون بود فکر میکرد حق داره که دخالت کنه و نظر میداد و اینکه شوهرم تا اونجا بودیم حس نمیکرد که زندگی تشکیل داده حس میکرد همون پسر مجرده که من رفتم خونشون باهاشون زندگی میکنم وابستگیش به خانوادش کم نمیشه که هیچ زیادم میشه و اینکه ما نمیتونستیم یه شب از بیرون غذا سفارش بدیم چون اونا میفهمیدن برا همه هم که میخواستیم سفارش بدیم خب خیلی پولش میشد در توانمون نبود یا حتی یه چیپس و پفک هم نمیتونستیم بگیریم چون باید دو برابر رو برای اونا میگرفتیم چقدر حرف زدم خخخ دلم بدجور پره 

خسته شدم از اینکه باید برای همه خوب باشم منم یه جاهایی دلم میخواد بخاطر خودم با همه بد باشم مگه خودم چشه؟

دوستانی که میگن نذوخب همسرشون از لحاظ مالی به مشکل بر میخوره 

بعدشم بستگی داره ما عروسمون دوسال نشست طبقه بالای مادرم اینا اما خب مادرمو پدرم خیلی رعایت میکردن

اول اینکه فرض کردن همسایه هستن همونقدر حریما حفظ میشد نه دخالتی نه کی میرید کجا بودین مهمونتون کی بود هیچی...  مخصوصا مادرم حتی پدرم میگفت چرا نیومدن یادیر شده نگرانم مادرم میگفت به ما ربطی نداره بر میگردن نگران نباش 

دوم اینکه حتی تو جر و بحثاشونم حتی اگر سروصدا میشد دخالتی نداشتن و حالا در موارذ خاص بازم طرف عروسمون رو میگرفتن و میگفتن تو بیا پیش ما اعصابت رو خورد نکن ما با...  (برادرم) صحبت می کنیم 

طوری شد که وقتی خونه بزرگتر خریدن و میخواستن برن عروسمون میگفت نریم ما عادت کردیم مادرم گفت برید راحت تر باشید 

شما هم یه سری حد و مرز تعیین کن احترام سر جاش ولی خط قرمز داشته باش سریع جواب نده سعی کن از همون اول توضیح اضافه ندی اکرم دخالت کردن بدون تنش و با سیاست رفت و امدت رو محدود کنی


دوستانی که میگن نذوخب همسرشون از لحاظ مالی به مشکل بر میخوره  بعدشم بستگی داره ما عروسمون دوسا ...

والا راستشو بخوای من خیلی ساده لوحم یعنی میترسم حرفی بزنم بعد بره پشت سرم حرف بزنه شوهرمو پر کنه ازین ناراحتم و میترسم وگرنه مستقیم بهش میگم میخام رابطمون محدود باشه

خدا♥️
دقیقا مثلا قراره با نامزدم برم یه جایی چون شهرمون ازهم دور و متفاوته تا میخاد بیاد شهر ما من باید می ...

خب دگ اگ از الان اینجوریه مطمئن باش کنار هم زندگی کنید بدتر میش.شاید فک کنی خ از نظر مالی بهتون فشار میاد ولی مستقل باشید اتفاقا بهتر یاد میگیرید و ب فکرید برای پس انداز و خرید خونه.اجاره نده پشتش گرم باشه باور کن دیر تر خونه دار میشید،مثلا میتونید برا کم کردن فشار ی دلیلی بیارید اونجا زندگی نکنید ولی بدید اجاره و پولشو بگیرید هر ماه.ولی باور کن آرامش اعصاب و حفظ حرمتا مهم تره

خب دگ اگ از الان اینجوریه مطمئن باش کنار هم زندگی کنید بدتر میش.شاید فک کنی خ از نظر مالی بهتون فشار ...

میدونم واقعا منم ب این فکر کردم برا همین میترسم و نگرانم

خدا♥️

واقعا یه نصیحت خواهرانه بهت کنم من خواهر خودمم که بود میگفتم دو سال برو تو خونه خودت سختی بکش ولی نرو پیش مادرشوهر باور کن شبایی بوده که تو یخچال فقط اب داشتیم به شوهرم میگفتم فقط زود بخوابیم که گشنمون نشه با این اوضاع بازم راضی ام که بلند شدم از اون جا این وضع الان من فقط و فقط مقصرش اونان من که نمیبخشمون امیدوارم خدا هم نبخشه توهم بنظرم قبل اینکه مثل من دلت باهاشون سیاه شه ازشون دوری کن ولی در کل امیدوارم هرچی به صلاحته واست اتفاق بیوفته و بهترین تصمیم و بگیری 

خسته شدم از اینکه باید برای همه خوب باشم منم یه جاهایی دلم میخواد بخاطر خودم با همه بد باشم مگه خودم چشه؟
بذار چند تا از بدی هارو بگم من کلا سه چهار ماه پیش مادرشوهرم بودم بعد فرار کردم با اینکه مادرشوهرم ا ...

همین بدترینشه ک شوهر فک میکنه هنوز مجرده من شوهرم میگفت پایین بهم غذا نمیخوره میرفتیم بالا یا میگفت باید برم بالا بخوابم پایین خوابم نمیگیره اصلا تو این ۳ ماه زندگی صافی هم نداشتم اصلا حتی شوهر نداشتم تازه پرش هم کردن گند زدن ب زندگیم

همین بدترینشه ک شوهر فک میکنه هنوز مجرده من شوهرم میگفت پایین بهم غذا نمیخوره میرفتیم بالا یا میگفت ...

میدونم چی میگی خیلی بده منم داشتم این روزارو واقعا عذاب آوره 

خسته شدم از اینکه باید برای همه خوب باشم منم یه جاهایی دلم میخواد بخاطر خودم با همه بد باشم مگه خودم چشه؟
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2838

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

ی جمله بگید

rah_2009 | 2 ثانیه پیش
2834
2835
2108