ابجیم دلش گرفته بود بعد سرکار آمد خونمون ساعتای یازده ونیم دیگه بهش گفتم ناهار وایستا . به شوهرتم بگو بیاد . شوهرم منو تو اتاق کرده میگه دعوت کردی چرا منو نگفتی . خدایاااااا باای اخلاقش چکار کنم با هیچکس نمیخواد رفت و آمد کنه مثل پدرشه مادرسوعرم حتی مارو هم دعوت نمیکنه
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید
حالا اگر خواهر برادر خودش بود . عینهوووو ببخشید گوسفند دعوت میکرد ب توام میگفت پاشو غذا بپز. مردها خیلی عوضین . حالا من از شوهرم بگم ک فکر کنم کل نی نی سایت آتیش بگیرن
شما ک اخلاقشو بلدی،عزیزم یواشکی صداش میکردی و میگفتی شوهر خواهرمم بگم بیاد دور هم یچیزی بخوریم و صحبت کنیم؟مطمئن باش از اینکه باهاش مشورت کردی خوشش میومد و ب احتمال خیلی زیاد میگفت اوکی