ابجیم دلش گرفته بود بعد سرکار آمد خونمون ساعتای یازده ونیم دیگه بهش گفتم ناهار وایستا . به شوهرتم بگو بیاد . شوهرم منو تو اتاق کرده میگه دعوت کردی چرا منو نگفتی . خدایاااااا باای اخلاقش چکار کنم با هیچکس نمیخواد رفت و آمد کنه مثل پدرشه مادرسوعرم حتی مارو هم دعوت نمیکنه
حالا اگر خواهر برادر خودش بود . عینهوووو ببخشید گوسفند دعوت میکرد ب توام میگفت پاشو غذا بپز. مردها خیلی عوضین . حالا من از شوهرم بگم ک فکر کنم کل نی نی سایت آتیش بگیرن
شما ک اخلاقشو بلدی،عزیزم یواشکی صداش میکردی و میگفتی شوهر خواهرمم بگم بیاد دور هم یچیزی بخوریم و صحبت کنیم؟مطمئن باش از اینکه باهاش مشورت کردی خوشش میومد و ب احتمال خیلی زیاد میگفت اوکی