همه رفتند بخوابند و منم در به دری فکر اینکه چه زمان کربلایم ببری... ادامه👈. ببینید کی اومده خانم دکتر آیندتون❤ من صرفا برای اینکه اطلاعاتم در مورد بارداری زیاد بشه اینجا اومدم که بعد ها وقتی متخصص زنان زایمان شدم بتونم کمکتون کنم💙💙💙 لایک نکن برادررررر😠😬😬
من افتادم توی یه چاهِ پنج متری و تو،،،یه طناب سه متری برام انداختی پایین....بگم نیستی، دروغ گفتم...بگم هستی، خیلی کمه): برایت نوشته بودم که از وضع موجود به ستوه آمدهام و در فکر نجات دادن خود هستم؛ زمان زیادی گذشت، اما حقیقت این است که مفهوم «نجات» حتی نزدیک هم نشد به این امپراطوری خاکستر و ویرانی. یاد اون بچه میفتم که تو مدرسه رو کیفش نوشتن `خر` ...با غم و اندوه و بغض اومده خونه.. مامانش گفته عب نداره کیفت رو برات با صابون تمیز میکنیم..گفته کیف رو ول کن من خرم؟؟من که اینقدر با همه مهربونم): حکایت مواجهه من با آدمهاییه که یهو ازشون عجیبترین بیمهریها رو میبینم...