یه جاری دارم ۲۷ سالشه خیلی پرو و بی ادبه آداب معاشرتم بلد نیست البته همه ی اینارو خونواده ی شوهرم میبینن وبه رو خودشون نمیارن دوتامونم تو یه سال وارد خانوادشون شدیم ولی بخاطر بی ادبی وبی احترامی جاریم و برادر شوهرم از همون اول باهاشون رفت وآمد نداریم حرفم نمیزنیم فقط برادرا اونم بخاطر بزرگواری شوهر من حالا مادر شوهرم هر دفعه منو دیدنی از اونا حرف میزنه مثلا میگه پسرم و زنش فلان غذارو دوس دارن یا فلان فیلمو میبینن یا فلان چیزو خریدن من کلا خودمو میزنم به نشنیدن و جوابشم نمیدم یه مدت بیخیال میشه باز شروع میکنه یا خواهر شوهرم اون دفعه غیرمستقیم میگفت همیشه عروس بزرگه اول بچه میاره تا کوچیکه هم از اون یاد بگیره یا مثلا از خوبیای اون داداشش وزنش میگفت من خندم میگرفت در حالی که همیشه بدترین ومزخرف ترین حرکات وبی احترامیا رو کردن نمیدونم منظورشون از این حرفا چیه مثلا میخان منم سر حرفو وباز کنم درمورد اونا بپرسم یا انتظار دارن برم آشتی چون من اصلا نه به اونا فکرمیکنم نه برام مهمه زندگیشون چجوریه آخه آدمای بی ارزشین
درخواست دوستی ندین خواهشا آرامشم از همه چیز مهمتره برام خوشحال میشم با نظراتتون راهنماییم کنین
هنوز هنگم تو رو خدا بگو که الکیه. مگه میشه آدم انقدر بی حیا وااای اصلا قفل کردم حتی خارجی هام این شکلی نیستن
درحالی که برای آگاهی همه جانبه و روشن بینی ام تلاش میکنم قسمت هایی از وجودم هم از مسائلی پیش پا افتاده آزرده میشه. هیچ انسانی کامل نیست. کسی که همهی تاپیک هاش گل و بلبله بنظر من حتما دچارخودسانسوریه.
اه حالم بهم خورد..اسی فقط دوری کن ازاین ادم..جاری منم خود عن پنداره...منم از عمد محلش نمیزارم و ی جو ...
من ۲۳ سالمه عزیزم آره میگم که سر همین رفتارشون نه رفت وآمد داریم نه دیدنی حرف میزنیم فقط برادرا با هم حرف میزنن اونم بخاطر بزرگواری شوهر منه وگرنه برادرشم یه گاو به تمام معناست ببخشید فقط اینجوری گفتم که به عمق ماجرا پی ببرید اون برعکس شوهر من نه احترام حالیشه نه فرهنگ و ادب داره
درخواست دوستی ندین خواهشا آرامشم از همه چیز مهمتره برام خوشحال میشم با نظراتتون راهنماییم کنین
هنوز هنگم تو رو خدا بگو که الکیه. مگه میشه آدم انقدر بی حیا وااای اصلا قفل کردم حتی خارجی هام ...
نه عزیزم عین واقعیته برا چن سال پیشه اون موقع عقد بودیم دوتامونم البته الانم با اینکه حرف نمیزنیم خونه مادرشوهرم میبینمش آداب معاشرت و شعورش زیر صفره خیلی بی حیا و پرو همیشه بخاطر ما دعوا دارن باهاشون خیلی حسودن یعنی چشم دیدن کوچکترین خوشیتو ندارن شوهرشم لنگه خودشه همیشه هم طرفداریشو میکنه خونواده ی شوهرم اونو بیشتر از من تحویل میگیرن خواهرشوهرم هيچوقت رفتارای اونو نمیبینه انگار فقط از من بد میگه به شوهرم و فامیلاشون
درخواست دوستی ندین خواهشا آرامشم از همه چیز مهمتره برام خوشحال میشم با نظراتتون راهنماییم کنین