2789
عنوان

جاری

1462 بازدید | 21 پست

یه جاری دارم ۲۷ سالشه خیلی پرو و بی ادبه آداب معاشرتم بلد نیست البته همه ی اینارو خونواده ی شوهرم میبینن وبه رو خودشون نمیارن دوتامونم تو یه سال وارد خانوادشون شدیم ولی بخاطر بی ادبی وبی احترامی جاریم و برادر شوهرم از همون اول باهاشون رفت وآمد نداریم حرفم نمی‌زنیم فقط برادرا اونم بخاطر بزرگواری شوهر من  حالا مادر شوهرم هر دفعه منو دیدنی از اونا حرف میزنه مثلا میگه پسرم و زنش فلان غذارو دوس دارن یا فلان فیلمو میبینن یا فلان چیزو خریدن من کلا خودمو میزنم به نشنیدن و جوابشم نمیدم یه مدت بیخیال میشه باز شروع میکنه یا خواهر شوهرم اون دفعه غیرمستقیم میگفت همیشه عروس بزرگه اول بچه میاره تا کوچیکه هم از اون یاد بگیره یا مثلا از خوبیای اون داداشش وزنش میگفت من خندم میگرفت در حالی که همیشه بدترین ومزخرف ترین حرکات وبی احترامیا رو کردن نمیدونم منظورشون از این حرفا چیه مثلا میخان منم سر حرفو وباز کنم درمورد اونا بپرسم یا انتظار دارن برم آشتی چون من اصلا نه به اونا فکرمیکنم نه برام مهمه زندگیشون چجوریه  آخه آدمای بی ارزشین 

درخواست دوستی ندین خواهشا آرامشم از همه چیز مهمتره برام خوشحال میشم با نظراتتون راهنماییم کنین 

خانواده شوهرم منم دقیقا همینطورن...جاریم اهمیت پوست پیاز هم نمیده بهشون اما هروقت من میرم اونجا مادرشوهرم فقط به هر بهانه ای میخواد اسم جاریمو بیاره...یعنی میگی آب،میگه فلانی آب خورد یا گفت آبو اینجوری بخورین......حالا نمیدونم پیش اونا هم درمورد من صحبت میکنه یا نه؟!

منم دقیقا خودمو میزنم به نشنیدن و اصلا اهمیت نمیدم کلا اگه کسی تو جمع باشه خودمو با اون سرگرم میکنم و یه حرف دیگه میزنم...اخه مادرشوهرم دنیاش خیلی کوچیکه همش دنبال اینه ببینم جاری چیشد چی رفت چی اومد فکر می‌کنه برا بقیه هم مهمه...تازه دیدم خیلیا بهش میخندن دیگه موقع این کارش

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

پس چرا تاپیک زدی اگ انقدر بی ارزشه واستون منم جاری دارم عزیزم ولی خب نمیتونم بیخیالش بشم

فقط خواستم بدونم منظورشون از این کار چیه درسته برا من بی ارزشه ولی برا شوهرم و خونوادش نه چون اونا هم دوست نداشتن پسراشون از اول با هم رفت وآمد نکنن در حالی که برادرشوهر و جاری بدترین رفتار و هم با اونا و هم با ما کردن و میکنن وپشیمونم نمیشن ولی اونا کوتاهی رو از ما میبینن وانتظار دارن ما با اونا آشتی کنیم

درخواست دوستی ندین خواهشا آرامشم از همه چیز مهمتره برام خوشحال میشم با نظراتتون راهنماییم کنین 
خانواده شوهرم منم دقیقا همینطورن...جاریم اهمیت پوست پیاز هم نمیده بهشون اما هروقت من میرم اونجا مادر ...

آره اینا هم از اول اینو گذاشتن رو سرشون در حالی که نه خونواده ی درست حسابی داره نه خوشگلی و هیکل نه تحصیلات نه ادب همیشه هم میگن اون بچه است 😐😑

درخواست دوستی ندین خواهشا آرامشم از همه چیز مهمتره برام خوشحال میشم با نظراتتون راهنماییم کنین 

اصلا ابدا تو بحث های مادرشوهرت و خواهرشوهرت شرکت نکن اخرش ادم بده خودت میشی

اون ادم هرچقدر ادم بده باشه برا شوهر و خانوادش عزیزه سعی کن دخالت نکنی و رابطتم زیاد نباشه دوری دوستی 

اصلا ابدا تو بحث های مادرشوهرت و خواهرشوهرت شرکت نکن اخرش ادم بده خودت میشی اون ادم هرچقدر ادم بده ...

نه هیچ وقت شرکت نمیکنم اولای ازدواجم مادرشوهرم خودش میشست پیشم پشت سر جاری حرف میزد در حالی که حقیقتم میگفت ولی من همیشه بهش میگفتم لطفا غیبت یکی دیگه رو پیش من نکنین اگه گله ای دارین به خودش بگین

درخواست دوستی ندین خواهشا آرامشم از همه چیز مهمتره برام خوشحال میشم با نظراتتون راهنماییم کنین 
نه هیچ وقت شرکت نمیکنم اولای ازدواجم مادرشوهرم خودش میشست پیشم پشت سر جاری حرف میزد در حالی که حقیقت ...

افرین کارت درسته

درسته خودم مجردم ولی زندگی اطرافیانم بهم یاد داد تو روابط خانواده شوهر نباید زیاد دخالت کرد وسکوت بهترین چیزه سعی کن خوب خودت باشی و اصلا توجهی به جاریت نکن وگرنه خودت اذیت میشی🫂

افرین کارت درسته درسته خودم مجردم ولی زندگی اطرافیانم بهم یاد داد تو روابط خانواده شوهر نباید زیاد ...

با اینکه هیچ وقت ازش بد نگفتم و باهاش کاری نداشتم اون با حسادتش کلی دعوا انداخت اگه دوتامونم خونه ی مادرشوهرم باشیم خونواده ی شوهرم جوری رفتار میکنن که انگار من مقصرم 

درخواست دوستی ندین خواهشا آرامشم از همه چیز مهمتره برام خوشحال میشم با نظراتتون راهنماییم کنین 
بدترین کارا رو میشه با مثال بگی؟ 

بخام بگم خیلی زیاده ولی یه چن تا مثال میزنم کلا هر وقت میومد خونه مادر شوهرم سلامم نمی‌کرد رفتنی هم خدافظی نمی‌کرد حتی اگه مهمون داشته باشن باید بقیه برن جلو باهاش احوالپرسی کنن کلا به هیشکی نگاهم نمیکردسرسفره هيچوقت نمیومد باید غذاشو شوهرش می‌برد دو نفره میخوردن سر کادوهای که شوهرم برام خرید دعوا انداخت شوهرشم هر چی از دهنش دراومد به ما خونواده ی خودش گفت بعد اینکه حرفم نمیزدیم یه بار تو خونه مادرشوهرم  بالباس زیر اومد از جلو من وشوهری رد شد مثلا که شمارو آدم حساب نمیکنم انگار وجود ندارین تو اتاق داشت با شوهرش ....میکرد نمیخام دیگه ادامه بدم خیلی عجیبه

درخواست دوستی ندین خواهشا آرامشم از همه چیز مهمتره برام خوشحال میشم با نظراتتون راهنماییم کنین 
بخام بگم خیلی زیاده ولی یه چن تا مثال میزنم کلا هر وقت میومد خونه مادر شوهرم سلامم نمی‌کرد رفتنی هم ...

🤯🤯🤯وای چقدر زشتتتت

درحالی که برای آگاهی همه جانبه و روشن بینی ام تلاش می‌کنم قسمت هایی از وجودم هم از مسائلی پیش پا افتاده آزرده میشه. هیچ انسانی کامل نیست. کسی که همه‌ی تاپیک هاش گل و بلبله بنظر من حتما دچارخودسانسوریه.
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز