واای منم دیشب تا صبح خابم نبرد پشت سرم کریپسمو گزاشته بود بعد احساس کردم به چیزی پشتم داره تکون میخوره رومو برکردوندم دیدم کریپسه یه دفعه بالا پایین شد افتاد رو تخت
جلو اتاقمم یه سایه سیاه هی رد میشد که فکر میکردم بابامه هی صداش میزدم جواب نمیداد انقد ایت الکرسی و چهار قل خوندم و فوت کردم تا خابم بردد