الان یک ماهه اومده قهر خونه پدرم .شوهرش هم یه آدم بی مسئولیت ه .با یه بچه ولش کرده .بچه هم بهانه بابا سو می گیره .بابام هم اذیت که برو خونه خودت .فقط برو .روز شماری می کنه .شوهرش هم بهانه الکی میاره که آرایش می کنه و شلخته هست .کل آرایش خواهرم هم یه کرم و رژ معمولی ه .مردم دعا می کنند زنشون به خودش برسه این هم میگه نه آرایش نکن .
خلاصه اذیت می کنند .که فقط بره .انگار نه انگار دخترشن. به بچه ش گیر میدن.
من امروز که رفتم دیدم واقعا خون به جیگر ش می کنند که برو باید بری اگه تو رو بکشه هم باید بری .من دیگه عصبی شدم به خواهرم گفتم زن نیستی برو کار کن یه سوئیت بگیر از این خراب شده بیا بیرون .این جهنم چی داره .تحصیلات هم داره می تونه کار کنه
گفتم بچه تو ببر مهد با منت پولت رو سرشون میدارن .اینجا بچه رو اذیت می کنند .به بابا هم گفتم فرض کن این شوهرش مرده .مگه دخترت نیست .این چه وضعشه ...گفتم وقتی دخترتو نمی خواد کجا بره .
واقعا خانواده های ایرانی اون که طلاق گرفته با می خواد بگیره رو اذیت می کنند .گفتم تو از این جهنم بیا بیرون کار کن .خونه بگیر .از اون مرد بی غیرت هم جدا شو .
الان شوهره چند وقت ه برای بچه خواهرم خرجی نمیده.پدر گدا منم هیچی نمی خره .امروز یکم خوراکی بردم .بچه چقدر خوشحال شد ...
واقعا آرزو مرگ پدرمو دارم ...خواهرم خیلی صبر داره ولی من به جای اون عصبی شدم