سلام.من تو روابط اجتماعی خیلی خیلی ضعیفم.دیروز مراسم ختم یکی از اقوام همسرم بود .پایان مراسم رییس همسرم جلوی در مسجد بود که به ما تسلیت بگه ولی من فقط تونستم احوالپرسی کنم وهیچ حرف دیگه ای نتونستم بگم.مثلا گفت که خیلی وقته که میخواستیم با خانواده شما رو ببینیم چرا باید اینجا همدیگرو ببینیم .من فقط گفتم قسمت بوده .وتمام حتی به ذهنم نرسید که تعارف کنم بیان منزل.مثل یه مجسمه بودم حالم از خودم بهم خورد
رفته بودم باشگاه یه دستگاه بود جلو بازوطناب یه همچین چیزی اومدم درست کردم دستگاه و برم ی دختره پرید وسط من میرم فکر کنم قبل کن داشت میرفت منم برگرداندم حالت قبل تا بره خیلی ضایع شدم اصلا نمیتونم از حقم دفاع کنم که خب من دارم میرم