سلام.من تو روابط اجتماعی خیلی خیلی ضعیفم.دیروز مراسم ختم یکی از اقوام همسرم بود .پایان مراسم رییس همسرم جلوی در مسجد بود که به ما تسلیت بگه ولی من فقط تونستم احوالپرسی کنم وهیچ حرف دیگه ای نتونستم بگم.مثلا گفت که خیلی وقته که میخواستیم با خانواده شما رو ببینیم چرا باید اینجا همدیگرو ببینیم .من فقط گفتم قسمت بوده .وتمام حتی به ذهنم نرسید که تعارف کنم بیان منزل.مثل یه مجسمه بودم حالم از خودم بهم خورد
بیشتر به اعتماد بنفسه باید روش کار کنیم سعی کن تو جمع زیاد بری به زور سر حرفو باز کن. اگر کسی چیز ...
خیلی سعی کردم وارد جمع بشم اما سه روز که تو این مراسم بودیم باور نمیکنی چقدر اذیت شدم .حتی چند بار خواستم که با کسی حرف بزنم اما همین که جمله من تموم میشد طرف با یه لبخند بحث رو تموم میکرد .وتمایلی نداشت که باهام هم کلام بشه