منم ترسو هستم مشاور با خانوادم حرف زد الانم ترس دارم خانوادم ساکتن باید بگم بهشون دوبا ...
چقدر شبیه همیم مشاور با مامان منم صحبت کرد بهش گفت اگه دختر خودم بود نمیزاشتم لحظه ای تو این زندگی بمونه بازم خانواده من ساکت موندن من باید برم بهشون بگم اونا هیچی نمیگن که منم دلم گرم بشه
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
نه اجباری نبود من وسواس دارم تو تصمیم گیری گفتم بله پشیمون شدم بعد قبول نکردن مخالفت کردم اخر کوتاه ...
منم هر سری گفتم نه خانوادم مخالفت کردن لحظه آخری گفتم نه اونجا گفتن باشه هرچی تو میگی منم ترسیدم گفتم باشه نمیدونم الانم ۵ ساله تحمل میکنم به امید اینکه خوب بشه و داره بدتر میشه
منم هر سری گفتم نه خانوادم مخالفت کردن لحظه آخری گفتم نه اونجا گفتن باشه هرچی تو میگی منم ترسیدم گفت ...
وای منم گفتن هر چی تو بگی گفتم ن بعد دوباره راضیم کردن ببین مشکل از ما هست ما باید ترسامون درمان کنیم من نمیدونم تو چجور آدمی هستی ولی من میخوام درمان کنم
وای منم گفتن هر چی تو بگی گفتم ن بعد دوباره راضیم کردن ببین مشکل از ما هست ما باید ترسامون درمان کنی ...
چقدر شبیه همیم😭 منم هر چی نه آوردم راضیم کردن همه باهام حرف زدن که راضی بشم منم سپردم به خدا گفتم خدایا اگه خوبه که باشه اگه نه خودت یه جوری بهم بزن ولی نشد به هم نخورد منم انقد ترس داشتم میترسیدم بگم نه آبروم بره همه میفهمن الانم میترسم طلاق بگیرم انگار باید یکی باشه بهم بگم این کارو بکنم یا نکنم پشتم باشه فقط هی بگه تو میتونی تا دلگرم شم جدا شم