2777
2789
عنوان

شوهرم خیلی

| مشاهده متن کامل بحث + 2293 بازدید | 102 پست
اولین تولدم نامزد بودم شوهرم همه خرج و داد شامم الویه داد ب فامیلام سری اول بود فامیلام میومدن  ...

خب شوهرت می خواسته کباب بده، مامانت گفته، الویه

چرا الان ناراحتین؟ سلیقه خودتونو به شوهرت تحمیل نکنید، که بعدش ناراحت شید

من هیچ سیاستی بلد نیسم  فردا تولد مادر شوهرمه مثلا چ کنم

مثلا به شوهرت بگو ، عزیزم من خیلی دوست دارم بیام تولدش ولی خودت رفتار برادران دیدی که چه قدر بهت بی احترامی کرد و بی احترامی به من ینی بی احترامی به تو (قسمت دوم و اگه ادامه داد که ولش کن و اینا بگو) ، پول بده برم برای مامان یه کادوی خوب بخرم ( هرچی دوست داری بگیر و اگه ارزونم شد نگو ارزون گرفتی ، نمی‌خوام بهت بگم دروغ بگو ولی خودت یه جور بپیچونش که باارزشترین و گرونترینو خریدی ولی دروغم نشه) بعد بهش بده و بگو از طرف من مامانو بوس کن و تولدشو تبریک بگو و سلام منم بهش برسون

همه چی درست میشه

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

شوهرت منه😂😂

من دختریم ک محبت پدر ندیده😔چون مادرش باید خرج خونه میداد و کار میکرد و هیج وقت خونه نبود محبت مادرم ندیده😔من دختریم ک ۳ساله داداششو ندیده حتی صداشم نشنیده ولی چون اون خوشبخته حوشحالم🙂من دختریم ک با این ک عاشق خواهرمم ولی سالی ۴بار ب زور میبینمش😔من دختریم ک بچگی نکردم چون ۱۱سالگی عقد کردم😔من دختریم ک ۱۵سالگی مادر شدم😍من دختریم ک ۱۵روز بعد زایمانش فهمید شوهرش بهش خیانت میکنه😭من مادریم ک بخاطر دخترم ۵ساله خیانت شوهرشو ب روی خودش نمیره چون نمیخواد دخترشم محبت پدر نمبینه کسی نباشه ک تو اوج نا امیدی پشتش باشه🥺نبودن پدر میتونه خیلی ضربه ها ب بچه بزنه دختر و پسرم نداره نبود مادرم ک فکر کردن بهشم سخته خدایا همه فرزندان دنیارو زیر سایه پدر مادرشون بزرگ کن بگو آمیییین🤲                                                               لطفا چیزی درمورد امضام نپرسین ممنون❤️😘

خب شوهرت می خواسته کباب بده، مامانت گفته، الویه چرا الان ناراحتین؟ سلیقه خودتونو به شوهرت تحمیل نکن ...

مامانش گفته ن کباب نده الویه بده 

بعد شب یلدا مامانم گفت الویه میدم مامانش گفت ن زشته خودم میزم غذا درست میکنم مرغ و اینا 

مبگه من ی بار میخام زندگی کنم 

چقدر از این جمله احمقانه بدم میاد یه بار زنده ام یه بار میخوام زندگی کنم

شوهر منم میگه

چه می دونم فدای سرم که خراب کردم منم بار اولمه که دارم زندگی می کنم
چجوری 

شوهر منم همین طوریه. می گه خوشم نمی یاد لوس بازیه. منم هر چی محبت کردم اصلا عوض نشد. منم گذاشتم کنار. آخه یه طرفه که نمی شه. حالا بذار پسرم بیاد، همش اونو بغل می کنم  

مثلا به شوهرت بگو ، عزیزم من خیلی دوست دارم بیام تولدش ولی خودت رفتار برادران دیدی که چه قدر بهت بی ...

ی اردو خوری دارم اونا ببریم؟ 

شوهرم میگه فقط ی کیک میگیریم میبریم

ببین تنها راهت اینه که هرچی گفتن همونجا جوابشونو بدی ، جلو شوهرت برای خانوادش خیر بخوای حتی اگه میخوای خیری برسونی 

ببین من نمیدونم مادرشوهرت ارزششو داره یا نه ولی اگه با محبت نمیشه باهاش ارتباط گرفت و رابطه رو باهاش خوب کرد ، فقط باید جوری باشی که شوهرت فک کنه تو با خانوادش خوبی حتی اگه ازشون متنفر باشی 

همه چی درست میشه
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز