اولین تولدم نامزد بودم شوهرم همه خرج و داد شامم الویه داد ب فامیلام سری اول بود فامیلام میومدن
بعد برا شب یلدا ک میخاست فامیلاشو بیاره مامانم گفت من الویه درست میکنم
آخر شب پیام داد ن خانواده میگن الویه زشته و ما شام نمیمونیم خودم میبرمشون خونمون
ماهم هیچی نگفتیم
چیطو برا تولد من الویه زشت نبود ک شوهرم بعدش گفت میخاستم کباب بدم مامانم گفت ن الویه بده بعد برا فامیلا اون الویه زشت بود