2789
دقیقا موافقم یاسی خیلی زود قانع میشه اصلا نمیتونه کاری کنه اونا یه ذره حساب کار دستشون بیاد

اره دقیقا هرچند که من مطمئنم پدرشوهرش که از سفر برگرده اول که یه گوشمالی درست و درمون به جاری دومی میدن بعدشم دست مادرشوهرو میگیره میرن منزل یاسی و خیلی شیک این قضیه ماستمالی میشه و همه چی به خیر و خوشی تموم میشه 

یاسی اخه اگر امیر علی دختر عموشو میخواست و به اصطلاح  جاری عاشق و معشوق بودن توی فامیل کسی خبر دار نمیشد ؟

مطمئن باش اگه همچین چیزی بود توی جمعای خانوادگیشون یه نفر پیدا میشد که بخواد مرض بریزه و بیاد بهت یه چیزایی بگه ....

شاید یه حرف و حدیثایی بوده باشه ولی من فکر نمیکنم با اون اب و تابی که جاری گفته، باشه

راه دور نمیرم دوست خودم ازدواج که کرد فهمیده بود شوهرش به کس دیگه ای علاقمند بوده که مامانش مخالف بوده و به اصطلاح زودی زنش داده اونم به زور

ولی یاسی دوستم تعریف میکردکه شوهرش اوایل بهش خیلی بی علاقه بوده اصلا اصلا بهش محبت نمیکرده حتی ببخشید ولی رابطه هم زوری بوده و......

اخه اگر امیر علی دختر عموشو میخواست و به زور تو رو براش میگرفتن نمیتونست انقدر تورو دوست داشته باشه و برات ذوق داشته باشه از همون اول اول ....

اخه مگه میشه ادم عاشق یکی باشه بعد بره یکی دیگه رو بگیره نمیشه خب...

نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



سلام یاسی

اشتباه اولت این بوده که تو دوران نامزدی چشماتو بستی و زیاد سختگیری نکردی روپیام دخترعمو،من همون موقع با خودم فک کردم کدوم دختری میاد به دروغ همچین حرفایی میزنه که من وامیرعلی همو میخاستیم و مامانش نزاشت دعا و جادوجنبل کرد!اون حتما میدونسته که تو این حرفارو به امیرعلی میگی و خانوادش میفهمن.. پس نمیادحرف الکی بزنه

اشتباه دومت هم این بود که دیشب حرف امیرعلی رو قبول کردی و رفتی خونه بابات ،چرا همش درمقابل امیرعلی کوتاه میایی؟!ببخشید اینو میگم شایدناراحت شی ولی امیر علی خیلی سلطه گره 

بعدشم آخه یعنی چی چطور جاری اولیه اونجا موند اشکال نداشت ولی تو اونجا بمونی اشکال داره!پس میخاستن یچیزی رو نفهمی


حالا اگه چیزی بوده خیلی نامردن واقعا چون توخیلی صادق بودی ولی اونابا دغل بازی و قسم دروغ گولت زدن

بعضی دوستان میگن اگه یچیزی بوده مال گذشته بوده و دیگه تموم شده ..باشه خب چرا روراست نبوده باهاش میومد میگفت قبلا یه رابطه ای بین منو دختر عموم بوده بعدش به این دلیل و به اون دلیل نشدو من منصرف شدم ،نه که همچیو انکار کنن


امیرعلی زنگ زد جواب دادم گفت من هنوز اینجام ممکنه مجبور بشم شب بمونم تو میمونی همونجا دیگه؟ گفتم جالبه دو نفر دیگه دعواشون شده تو منو فرستادی خونه بابام دیشب تا حالا نمیتونستی دو بار زنگ بزنی؟؟ گفت چی میگی وسط این مهلکه گیر کردم مامانم حالش بد شده از یه طرف زنداداشم دست ما امانت بود اینجوری شد از یه طرف دعوای اینا از یه طرف دیگه باید چیکار میکردم؟ گفتم زنداداشت که اونجا نیست اونا هم که مطمئنا ۲۴ ساعت دعواشون طول نمیکشه براچی میخوای شب بمونی گفت همین الان که بهت زنگ زدم مامان بابای جاری دومی رفتن اومده بودن اینجا تازه طلبکار بودن خودش کم بود خانوادشم کشونده اینجا ولی دیگه کارشون تمومه طلاقشون حتمیه گفتم به من ربطی نداره اگه کاری نداری قطع کن گفت نه تو چرا دعوا داری من میخواستم شب بمونم اینجا اینا جفتشون حالشون خرابه بمون خونه بابات من صبح میام دنبالت گفتم من اونجا نیستم بیخود صبح نرو تا اونجا گفت براچی رفتی خونه؟ گفتم اگه میموندم مجبور بودم بهشون راستشو بگم اونا خر که نیستن میبینن با هم حرف نمیزنیم یه چیزی شده بعدم دیگه قطع کردم الان فکر میکنه خونه خودمونم یا شایدم فکر میکنه هنوز خونه بابامم نمیدونم دیگه مهم نیست

امیرعلی زنگ زد جواب دادم گفت من هنوز اینجام ممکنه مجبور بشم شب بمونم تو میمونی همونجا دیگه؟ گفتم جال ...

سلام یاسی جون بهر حال یکم قاطعیت لازم هست باید میگفتی چطور برات مهم نیست دیشب تابحال من تو چه حالیم دلشوره من از همه ی اونایی که دیشب اونجا بودن بیشتر بوده بجای اینکه منو کنار خودت نگه داری منو دور کردی پیشم نیومدی خونه خودم نزاشتی برم صبح تابحال سراغی نگرفتی زنگم که زدی از نگرانیت برای دیگران گفتی انگار من وجود ندارم به هر حال تنها شدی با ارامش  حرف دلتو بزن موفق باشی عزیزم بیا برامون تعریف کن 




 

اگه واقعی باشه من چیکار کنم چطوری با یکی که کس دیگه رو دوس داره زندگی کنم دیشب موقع اون حرفا قلبم آب ...

تو خودت داخل ماجرایی و حس زنانه ت غلبه میکنه 

اما ما از بیرون میبینیم

وقتی امیرعلی کسی دیگه رو دوست داشت چرا باید ولش کنه؟

مطمئن باش هر جور شده باهاش ازدواج میکرد

من اینطور فکر میکنم که عمو و خانواده ش اینو میخواستن و برای اینکه مادرشوهرت مخالفت کنه تو رو به امیر علی معرفی میکنه و اونم ازت خوشش میاد و... 

به همین سادگی

خدایا میشه بغلم کنی ؟🙏                                                موهامو ناز کنی؟🙏.                                                         گریه کنم 🥺                                                                            گریه کنم 🥲                                                                   گریه کنم 😭
اه بعد امیرعلی زنگ زده میگه این بچه سقط کرده برو کمکش هیچ کس فکر نمیکنه منم وجود دارم دیشب این حرفا ...


چقدر مظلوم واقع شدی🥺

آخه تو هم دفعه اول که حرف دختر عمو شد حسابی ترسوندی امیرعلی رو پس نمیشه گفت تو خیلی ساده گرفتی

انگار اخلاق امیرعلی اینجوریه که چون برای خودش مهم نیست برای تو هم نباید باشه

و اینکه دوست نداره از چیزای ناراحت کننده باخبر بشی 

باهاش جدی حرف بزن بگو من همسرتم وقتی ازم پنهون میکنی هزار تا فکر میاد تو سرم 

بعدشم بگو قضیه دخترعمو رو برای من حلش کن

خدایا میشه بغلم کنی ؟🙏                                                موهامو ناز کنی؟🙏.                                                         گریه کنم 🥺                                                                            گریه کنم 🥲                                                                   گریه کنم 😭
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز