سلام یاسی
نمیدونم الان چکار کردی ولی به نظرم نرو اونجا
اگه امیر علی با دختر عموش عاشق هم بودن چرا باید نمیگرفتش؟
اگه واقعا عاشقش بود میموند و براش میجنگید و روبروی خانوادش میایستاد
و مامانش نمیتونست که به زور دستشو بگیره بیاد تو رو براش بگیره ..
ببین توی اختلافایی که سر همین دختر عمو پیش اومد امیرعلی چقدر برای تو جنگید خب اگه عاشق دختر عموش بود برای اون میجنگید نه که بیاد سمت تو
شاید یه سری حرف و حدیثایی بوده باشه ولی به نظرم عشق و عاشقی نبوده ...
من تو موردای این شکلی که دیدم که خانواده به زور برا پسر زن میگیرن پسرا هیچوقت پابند و عااشق نمیشن ولی امیر علی تا اینجا عشقش نسبت به تو ثابت شدس
یاسی خام حرفای جاری نشو اون لجش گرفته اون یه ادم بازندس که خودش زندگیش به هم ریخته میخواد زندگی امیر علی رو هم خراب کنه چون امیر علی رو مقصر میدونه ...
حتی اگه شک کردی هم صبر کن
بذار امیرعلی اون طرفو راست و ریس کنه بعد که اومد هر طوری که خواستی هر طور که دلت آروم میگرفت باهاش برخورد کن توضیح بخواه یا هر چی
به این فکر کن که شاید همه ی حرفای جاری دروغ بشه و از روی حسادت و خودتو بذار جای امیرعلی که توی اون فشار روانی که داره و خانوادش تحت فشارن از طرف تو هم باید تحت فشار باشه
فعلا صبر کن خودش که اومد اونقدر وقت داری ازش توضیح بخوای تا دلت اروم بگیره و مطمئن بشی