سلام سلین جان💖 حالت خوبه عزیزم؟
سلین متوجه شدم که چه اتفاقی افتاده😞...
نمیدونم ابراز تاسف کنم بخاطر ناکامی حس قشنگ و قلبی چندین ساله ات یا ابراز خوشحالی کنم برای یکطرفه شدن و تموم شدنت از این بلاتکلیفی...
سلین میدونم چه حالی داری حتی الان ممکنه خنثی باشی و هیچ حسی نداشته باشی مغز زمان میبره تا بپذیره این اتفاق غیر منتظره رو.. چون مغز سالها منتظر بوده و با این افکار آینده پردازی کرده... پس طبیعیه که واکنشش زمانبر باشه... پس نباید به این زودی انتظار پذیرفتنش وفراموشی داشته باشیم.. چون ممکنه تا سالها فراموش نشه...
سلین برخلاف بقیه من ازت میخوام همه چیو همینطور که هست بپذیری.. ازت میخوام به هیچ وجه به عقب برنگردی و خودتو بخاطر پیشنهاد ندادن و پا پیش نذاشتن مواخذه نکنی... و ذهنتو بیشتر از این درگیر نکنی... ازت میخوام همه چیو همینطور که گذشت قبول کنی.. و بپذیری..
حس الانت رو شاید هیچ کسی درک نکنه.. هیچ کس...هیچ کس نمیفهمه اون بُعد عاشق ، پر ذوق و پر هیجانِ درونت الان چه ساکت و از پا افتادس.. در سکوت محض گوشه ای نشسته به تماشا و مبهوووت... و خالی تر از خالی😞...
و هیچ حس و هیییچ حرفی نمیتونه حالِ الانِ اون بُعد عاشق درونت رو وصف کنه.. حتی خودت نمیدونی در جوابِ اون بُعد چی بگی..😞 چی باید بهش بگی... ابراز شرمندگی کنی یا آرومش کنی... انگار اون بُعد حضوری مجزا از توست و تو مسئولی در برابرش.. تو مسئولی درقبالش.. اون بُعد حرفی نمیزنه ولی حضور سنگینش رو تو دلت حس میکنی.. بدون هیچ حرف و توضیحی...
سلین جان من ازت نمیخوام فراموش کنی چون میدونم خواسته ی بیهوده ایه و ممکن نیست ولی ازت میخوام همچنان ادامه بدی و به روزمره هات به کارهات برسی و خودتو مشغول کنی...
بیشتر از این چیزی نمیگم چون احتمال میدم این موضوعِ بحث برای کاربرای تو تاپیک خسته کننده باشه و شاید دوست نداشته باشن
بهت پیام دادم دوست داشتی حرف میزنیم💖💖💖💖