2821
2789
همه اینارو میدونم  اما قلب بی صاحابم منطق نمیفهمه  تمام سالا داره مرور میشه واسم  ...

سلین تو به این باور رسیده بودی که شما هیچوقت سهم همدیگه نمیشین،  با این که عاشقش بودی ولی خیلی فهمیده رفتار کردی،


و چقد خوب شد که اون زودتر از تو ازدواج کرد، بنظرم بهترین حالتی که میشد اتفاق بیفته همین بوده


چون تا وقتی اون ازدواج نمیکرد تو ذهنت درگیر بود و به هیچ خواستگاری نمیتونستی فکر کنی




# یک _ مینیمالیستِ _ دارا 🌱 

وای سلین اشکمو درآوردی دختر😭 کاش گریه کنی،کاش زار بزنی تا خالی بشی...

چند ساعت بعد شنیدن خبر خشکم زده بود و زل زده بودم یه جا 

صاحبخونه همش ازم میپرسید چیه حالت بده 

برو دراز بکش واست آب قند بگیرم و...

تا اینکه فکر کنم ساعت ۲ شب بود مثل بمب منفجر شدم و تا تونستم اشک ریختم تا ۵ صبح 

۵ تا ۷ خواب بودم و بعد اون هم....

هر لحظه یادش میفتم قلبم تیر میکشه 

خیلی کنجکاوم دوست دارم خیلی چیزا رو بفهمم اما نمیخوام با هم ببنمشون 🤦‍♀️

و پاییز زنی اصیل و عاشق بود که برای معشوق ،گیسوان خود را طلایی کرده بود🧡🍁و معشوقِ بی اعتنا ،نه عشق او را دید ، نه موهای تازه رنگ شده را...🧡🍁سالهاست که از مرگ پاییز میگُذَرد ،اما هنوز هم از هر تارِ مویِ طلایی رنگِ پاییز ،درختانی میرویند به وسعت عشق و تنهایی🧡🍁و از هر کدامشان غربتی میریزد به اندازه ی احساسی مدفون شده...🧡🍁آری پاییز همان زنیست که عاشقانه هایش دیده نشد🧡🍁

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

سلین تو به این باور رسیده بودی که شما هیچوقت سهم همدیگه نمیشین،  با این که عاشقش بودی ولی خیلی ...

آره میدونی چرا همیشه میگفتم این جمله رو؟

چون هرگززززز زندگی به کامم نبود 

رسپینا میدونی الان اونقدرا شاید ناراحت ازدواجش نباشم 

چون یکسال بود تو ذهنم میگذشت 

من حس ششم قوی ای دارم ...

اما میدونی دلم واسه ۷ سالی که گذشت میسوزه 

واسه روزای دبیرستانم 

واسه کتابخونه رفتنم ،بیرون رفتنم،درس خوندم که همش به اون ختم میشد که ببینمش 

من دوست داشتن رو با اون فهمیدم 

وقتی که یه دختر بچه بودم و هیچ چی نمیفهمیدم 

من با اون خودمو شناختم 

دلم واسه معصومیتم میسوزه کاش مثل یه سری از دخترا بودم الان نمیسوختم 

من حتی با کسی یه چت ساده هم نکردم 

کاش با یه نفر که سهمم بود از اول معنی عشق رو میفهمیدم 

چون ایمان داشتم همه چی رو خدا درست میچینه

من اصلاااا نمیتونم قبول کنم دیگه تو فکرمم تموم شده 

این همه عشقی که تو دلم یخ زد و خفه شد 

بنظرت اگه یه روزی عمر هر دومون تموم بشه 

میفهمه که یه نفر چقدر خواسته اتش؟

باورم نمیشه....

کاش خدا دلش واسم میسوخت و دیروز نمیفهمیدم 

من دیروز خیلی حالم بخاطره یه موضوع بد شده بود 

رغبت نداشتم این خبرو هم شنیدم جسمم ناتوان شد مثل روحم...

و پاییز زنی اصیل و عاشق بود که برای معشوق ،گیسوان خود را طلایی کرده بود🧡🍁و معشوقِ بی اعتنا ،نه عشق او را دید ، نه موهای تازه رنگ شده را...🧡🍁سالهاست که از مرگ پاییز میگُذَرد ،اما هنوز هم از هر تارِ مویِ طلایی رنگِ پاییز ،درختانی میرویند به وسعت عشق و تنهایی🧡🍁و از هر کدامشان غربتی میریزد به اندازه ی احساسی مدفون شده...🧡🍁آری پاییز همان زنیست که عاشقانه هایش دیده نشد🧡🍁
آره میدونی چرا همیشه میگفتم این جمله رو؟ چون هرگززززز زندگی به کامم نبود  رسپینا میدونی الان ...

نگو اینطوری

مگه اون دخترایی که از نوجوونی میفتن تو فاز عاشقی و دوست پسر و این حرفا، الان از شرایطشون راضین؟!

تو خیلی خوشبختی که تونستی همچین عشق پاک و عمیقی رو تو زندگی ات تجربه کنی

میدونی چقد آدم تو این دنیا هست که هیچوقت دلشون نلرزیده؟

هیچوقت دلنگرانی های یه عاشق رو تجربه نکردن؟

هیچوقت به خاطر کسی گریه نکردن؟

هیچوقت رویا نبافتن؟

هیچوقت به عشق یه آدم تو خیابون قدم نزدن؟

هیچوقت به عشق یه آدم از خواب بیدار نشدن؟


تو شاید دیگه هیچوقت همچین عشقی رو تجربه نکنی( بدترین حالت ممکن رو در نظر میگیریم، که قطعا تجربه میکنی) ولی اینو بدون با این عشق بزرگ شدی...

یه جایی تو قلبت تو یه صندوقچه مهر و مومش کن این عشق پاک و مقدست رو که بهترین تجربه هارو باهاش کسب کردی💚



# یک _ مینیمالیستِ _ دارا 🌱 

شاید ضربه سنگین تر رو زمانی بخوری که با هم ببینیشون...

آره ...اما دیگه باید خودم رو تسلیم بکنم 

چون ما آدما ناچار به ادامه دادن هستیم و زندگی کردن 

بهدناچار خودمو قوی نشون میدم 

مثلا از دیشب یجوری رفتار میکنم پیش مامانم انگار هیچ چیزی نشده 

حتی خیلی تعریف کردم گفتم ببین مامان ببین چه زن همه چی تمومی گرفته🤦‍♀️

امیدوارم خوشبخت بشن چون دوست ندارم رنج و ناراحتی بهشون برسه 

اونوقت بیشتر عذاب وجدان میگیرم اون دختر با کلی آرزو اومده تو این زندگی 

و رسپینا حسم اینجوریه که فکر کردن یه جورایی خیانت هست 

به هر حال الان دیگه زن داره 


و پاییز زنی اصیل و عاشق بود که برای معشوق ،گیسوان خود را طلایی کرده بود🧡🍁و معشوقِ بی اعتنا ،نه عشق او را دید ، نه موهای تازه رنگ شده را...🧡🍁سالهاست که از مرگ پاییز میگُذَرد ،اما هنوز هم از هر تارِ مویِ طلایی رنگِ پاییز ،درختانی میرویند به وسعت عشق و تنهایی🧡🍁و از هر کدامشان غربتی میریزد به اندازه ی احساسی مدفون شده...🧡🍁آری پاییز همان زنیست که عاشقانه هایش دیده نشد🧡🍁
نگو اینطوری مگه اون دخترایی که از نوجوونی میفتن تو فاز عاشقی و دوست پسر و این حرفا، الان از شرایطشو ...

رسپینا همه اینایی که گفتی رو من چند سال زندگی کردم 

و راستش دوست ندارم بعد این عاشق بشم 

عشق آدم رو ضعیف میکنه 

عشق آدم رو تنها میکنه!کلی دورت شلوغه 

اما تنهایی چون یه نفر نیست!

اگر قرار باشه یه فرصت بعد این عمرم به کسی بدم 

به کسی فرصت میدم که عاشقم باشه 

و کلید احساسم رو خاموش میکنم تا مثل یه ربات باشم 

و واسه جمله آخرت باید بنویسم اون صندوق خیلی واسم ارزشمنده خیلی 

بیشتر از روزای تلخ روزای شیرین داخلشه😭💔

ببین واقعا یه سری روزاش اصلاااا تکرار نمیشه اصلااا

یه سری از چیزاش حتی تا آخرین لحظه عمرم خاطرمه

و پاییز زنی اصیل و عاشق بود که برای معشوق ،گیسوان خود را طلایی کرده بود🧡🍁و معشوقِ بی اعتنا ،نه عشق او را دید ، نه موهای تازه رنگ شده را...🧡🍁سالهاست که از مرگ پاییز میگُذَرد ،اما هنوز هم از هر تارِ مویِ طلایی رنگِ پاییز ،درختانی میرویند به وسعت عشق و تنهایی🧡🍁و از هر کدامشان غربتی میریزد به اندازه ی احساسی مدفون شده...🧡🍁آری پاییز همان زنیست که عاشقانه هایش دیده نشد🧡🍁
رسپینا همه اینایی که گفتی رو من چند سال زندگی کردم  و راستش دوست ندارم بعد این عاشق بشم  ...

میتونم درک کنم الان چه حسی داره

احتمالا این حس برات پیش بیاد که حتی با بردن اسم یه پسر دیگه به این عشق خیانت کردی

الان دیگه بحث شروین نیست،

بحث اون عشقه که برات تابو شده



و با اون قسمت که گفتی آدم عاشق تنهاست کاملا موافقم

ولی تنهایی برا همه هست

یه تجربه مشترک بین همه انسانهاست

حتی شخصیت های بزرگی مثل هوگو، مولانا،سعدی و... همه احساس تنهایی میکردن 


به قول دکتر شکوری،تنها پادتن تنهایی ،در آغوش گرفتن تنهاییه...


تنهایی جزو اون رنج های اساسی دنیاست که نمیشه ازش فرار کرد،

و ادم عاشق تنهاتره

# یک _ مینیمالیستِ _ دارا 🌱 

سلین نمیدونم چرا امروز تو منو یاد اشعار عرفانی مولانا میندازی😄



یه چیز دیگه 

از ظهری تو فکر جانام، یه حسی بهم میگفت خیلی ناراحت و غمگینه، و دلیل این نیومدنش هم بی انگیزگی و ناراحتیشه...

اومدم تو سایت که همینو بگم ولی پیام تو رو دیدم...

شایدم حسم مربوط به تو بوده🍃

# یک _ مینیمالیستِ _ دارا 🌱 

چند وقت پیش پادکست رادیو راه گوش میدادم

تو یه قسمتش دکتر شکوری از رو متن یه کتاب خوند که خیلی به دلم نشست و نوشتمش،دلم میخواد اینجام بنویسم


میگه تو کتاب « دال دوست داشتن» روایتی داره به نام « در ستایش غم » که اینطوری شروع میشه:

تجربه ی سوگ یک لایه ی نامرئی اما محسوس و واقعی به روی همه چیز دنیای آدم می کشد. 

مثل لاک بی رنگ، مثل سلفون روی غذا ، مثل شیشه جلوی یه مغازه و...

غم ، نه یک اتفاق زمانی یا حالتی انسانی است،

 که موجودی جاندار است که نفس می کشد ، که در کنار ما زندگی میکند.

آن گاه که خسته از روزمرگی بر صندلی اتوبوس نشسته ایم یا در جمع شاد همراهان یکدل رها شده ایم یا بعد از یک روز پر کار در آشپزخانه منزلمان مشغول غذا پختنیم، غم می آید ، آرام کنارمان می نشیند تا تیزی حضورش احساس شود...


«شادی، عدم غم نیست. شادی کنار آمدن با غم است.»

# یک _ مینیمالیستِ _ دارا 🌱 

میتونم درک کنم الان چه حسی داره احتمالا این حس برات پیش بیاد که حتی با بردن اسم یه پسر دیگه به این ...

میدونی رسپینا من خیلی از تنهایی میترسم 

معتقدم که آدما درسته باید خودشونو دوست داشته باشن و با خودشون کیف کنن 

اما تنهایی مختص به خداست 

ما آدما واقعا ظرفیت تنها بودن رو نداریم

و پاییز زنی اصیل و عاشق بود که برای معشوق ،گیسوان خود را طلایی کرده بود🧡🍁و معشوقِ بی اعتنا ،نه عشق او را دید ، نه موهای تازه رنگ شده را...🧡🍁سالهاست که از مرگ پاییز میگُذَرد ،اما هنوز هم از هر تارِ مویِ طلایی رنگِ پاییز ،درختانی میرویند به وسعت عشق و تنهایی🧡🍁و از هر کدامشان غربتی میریزد به اندازه ی احساسی مدفون شده...🧡🍁آری پاییز همان زنیست که عاشقانه هایش دیده نشد🧡🍁
سلین نمیدونم چرا امروز تو منو یاد اشعار عرفانی مولانا میندازی😄 یه چیز دیگه  از ظهری تو ...

کلی شعر تو مغزم میچرخه از شاعرای مختلف اما حس میکنم شهریار الان اشعارش به من میخوره 

در مورد جانا که واقعا دوست داشتم بود الان 

امیدوارم مشکلی نداشته باشه 

کاش یکم میومد و خبر میداد از خودش 

یاس گل هم همینطور خیلی بهم کمک کرده همیشه 

اما نقطه مشترک منو جانا اینکه که خیلی همو میفهمیم تو این موضوع

و پاییز زنی اصیل و عاشق بود که برای معشوق ،گیسوان خود را طلایی کرده بود🧡🍁و معشوقِ بی اعتنا ،نه عشق او را دید ، نه موهای تازه رنگ شده را...🧡🍁سالهاست که از مرگ پاییز میگُذَرد ،اما هنوز هم از هر تارِ مویِ طلایی رنگِ پاییز ،درختانی میرویند به وسعت عشق و تنهایی🧡🍁و از هر کدامشان غربتی میریزد به اندازه ی احساسی مدفون شده...🧡🍁آری پاییز همان زنیست که عاشقانه هایش دیده نشد🧡🍁
چند وقت پیش پادکست رادیو راه گوش میدادم تو یه قسمتش دکتر شکوری از رو متن یه کتاب خوند که خیلی به دل ...

چقدر زیباست 

واقعا با تک تک سلولام این متن رو درک میکنم 

اصلا غم که باشه انگاری یه تیکه از وجودته که همراهته 

نمیتونی جدا کنی و فقط همراهته

و پاییز زنی اصیل و عاشق بود که برای معشوق ،گیسوان خود را طلایی کرده بود🧡🍁و معشوقِ بی اعتنا ،نه عشق او را دید ، نه موهای تازه رنگ شده را...🧡🍁سالهاست که از مرگ پاییز میگُذَرد ،اما هنوز هم از هر تارِ مویِ طلایی رنگِ پاییز ،درختانی میرویند به وسعت عشق و تنهایی🧡🍁و از هر کدامشان غربتی میریزد به اندازه ی احساسی مدفون شده...🧡🍁آری پاییز همان زنیست که عاشقانه هایش دیده نشد🧡🍁
سلین نمیدونم چرا امروز تو منو یاد اشعار عرفانی مولانا میندازی😄 یه چیز دیگه  از ظهری تو ...

حرف شعر شد من دو تا بیت هستن خیلی تو مخم رفتن 

چون که عشق رو ابراز نکردم این بیت 

آن عشق که در پرده بماند به جه ارزد

عشق است و همین لذت ابراز و دگر هیچ!

یکی هم این بیت 

اگر جنگیده بودم دست کم حسرت نمیخوردم 

ولی من بر شکست بی جدال خویش میگریم 


رسپینا شعرایی که قبلا امضام بود یادته اونا هم ذهنمه 🤕

و پاییز زنی اصیل و عاشق بود که برای معشوق ،گیسوان خود را طلایی کرده بود🧡🍁و معشوقِ بی اعتنا ،نه عشق او را دید ، نه موهای تازه رنگ شده را...🧡🍁سالهاست که از مرگ پاییز میگُذَرد ،اما هنوز هم از هر تارِ مویِ طلایی رنگِ پاییز ،درختانی میرویند به وسعت عشق و تنهایی🧡🍁و از هر کدامشان غربتی میریزد به اندازه ی احساسی مدفون شده...🧡🍁آری پاییز همان زنیست که عاشقانه هایش دیده نشد🧡🍁
میدونی رسپینا من خیلی از تنهایی میترسم  معتقدم که آدما درسته باید خودشونو دوست داشته باشن و با ...

در این مورد باهات موافق نیستم

اتفاقا ما هم باید مثل معبودمون درکی از تنهایی داشته باشیم😁


خیلی حرف دارم براتا ولی تو مجازی واقعا سخته و با تایپ کردن نمیشه مطلب رو رسوند، بهت پیشنهاد میکنم فصل دوم رادیو راه رو از کست باکس حتما گوش بدی

قسمت اولش دقیقا راجب تنهایی حرف میزنه

انقدر قشنگ که عاشقش میشی

# یک _ مینیمالیستِ _ دارا 🌱 

2824
2823

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

جهیزیه

malakehhh | 6 ساعت پیش
2791
2779
2792