اوایل عقدمون یه ماجرا مشابه این برا من پیش اومد(عین همین نبود ولی نزدیک بود)
ولی چون قبلش شوهرم تا کوچکترین ماجراهارو برام گفته بود و از همه چی خبر داشتم، جواب اون ادم یه مدلی دادم که خودم بعد سالها تو کفم😂 قیافه اش فراموش نمیکنم، حتی نتونست جمله بعدیش رو بگه... شبش که موضوع رو به شوهرم گفتم گفت خودم مطمین بودم دورم کلی ادم مریض هست که بخوان پیش تو خرابم کنن واسه همین اول خودم همه چیزو برات گفتم که از زبون کسی شنیدی جا نخوری🤦🏻