میخواستیم عصریه بریم با مادرشوهرم ایتا بیرون بعد مادرجون شوهرمم بودش من تا رفتم برم کیفمو بردارم دیدم شوهرم ب مادرجونش گفته بیا جلو بشین اشاره میکنه ی من برو عقب
بعد ک نشسته هم مامانش هم مادرجونش میگن میخاسی بشینی جلو
باید به خودم ثابت کنم میتونم.میون اینهمه آرزویی که نیمههای راه رها شد و به سیاهچالهی تاریخ رفت این آخرین آرزوم باید برآورده بشه؛ به هر قیمتی. تلاش میکنم چون به اون فریادِ شادی، از عمق وجودم احتیاج دارم. بخاطر خودم مامان، بچه ها و سیس کوچولو انجامش میدم.این شادیو از خودمون دریغ نمیکنم..... هرگز. /
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید
چرا وقتی با خانواده خودم میریم این طور نیس من جلو میشیتم
من اگه بهم میگفتن شما جلوبشین،خودم روم نمیشد وعقب می نشستم، ولی اگه خانواده خودم یامامانم میگفت ،جلومی نشستم،چون باخانواده خودم راحت ترم و رودربایستی ندارم.