2777
2789
عنوان

دلمم خراب شد توروخدا بیاین

85 بازدید | 7 پست

سلام بچه ها برگاض خیلی سفته اصن نمیشه خوردش بااینکه جوشوندم و تغییر رنگ داد مواد داخلشم خوب نپخته باید چقدر بمونه رو گاز برای دم کشیدن ممکنه نرم شه ؟

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

جدا سه چهار ساعت ؟؟؟من بعد ۴۵ دیقه خوردم دیدم اینجوریه پس امیدوار باشم درست میشه ؟ 

ان شاءالله 

من که نمیدونم شرایط غذات چجور بوده

میشه برای سلامتی پسرم علی یه صلوات مهمونم کنی 

نمیدونم چجوری درست میکنی 

من لپه رو میذارم خوب میپزه ،بعد برگارم میجوشونم 

بعد گوشت و برنج نیم دانه ،و لپه وسبزی خرد شده ،زردچوبه،نمک،یکمم فلفل و روغن اگ دنبه هم داشته باشم رنده میکنم داخل مواد خیلی خوشمزش میکنه ،بعد اینکه میریزم داخل برگا 

،یکم روغن تو قابلمه میریزم

یه لایه خالی فقط برگ ته قابلمه میچینم بعد دلمه های آماده رو میچینم تو قابلمه 

بعد آب ولرم میریزم روش تا اندازه دلمه هایی ک چیدم 

روش یدونه بشقاب میذارم تا باز نشن 

،دیگ نمیدونم شما چجوری درستش کردین 

15سالم بــود ک عاشقت شدم ،با حرفات خامم کردی و عقل از سرن پروندی ،دیگ هیچی برام مهـــم نبود(ن آبروی پدر ن مادر)،همه ی زندگیم تو شــده بودی،خونوادم مخالفت کردن و من تو رو انتخاب کردم حتی حاضر شدم بخاطرت آبروی بابامو ببرم،همه چی ب خوبی پیش رف خونوادمم قبولت کردن روز جشن فرا رسید و من بخاطر آرایشگری ک تو انتخاب کردی بعد 6 روز از عقدمون یه سیلی خوردم،اونروز پیش همه حتی غریبه ها هم خورد شدم،از اونروز ب بعد دیگ هیچی مث قبل نشد،من بجای روزای خوش،روزای بد زندگیمو گذروندم،بخاطر حـــرفات،مـادرت منو تحقیر کرد پیش عروس داییم،از اونروز دیگ خیلی پیر شدم دیگ همون دختری نشدم ک بقیه میشناختن شدم یه دختر سرد و بی احساس،دلم شد مث سنگ الانم ک 20 سالمه وقتی بهم نگا میکنن فک میکنن من یه زن 30 سالم
چقدر اب میریزین روش متوجه نشدم ؟

تا روی دلمه آب میریزم ،منظورم اینه ک تا ارتفاع دلمم آب میریزم 

15سالم بــود ک عاشقت شدم ،با حرفات خامم کردی و عقل از سرن پروندی ،دیگ هیچی برام مهـــم نبود(ن آبروی پدر ن مادر)،همه ی زندگیم تو شــده بودی،خونوادم مخالفت کردن و من تو رو انتخاب کردم حتی حاضر شدم بخاطرت آبروی بابامو ببرم،همه چی ب خوبی پیش رف خونوادمم قبولت کردن روز جشن فرا رسید و من بخاطر آرایشگری ک تو انتخاب کردی بعد 6 روز از عقدمون یه سیلی خوردم،اونروز پیش همه حتی غریبه ها هم خورد شدم،از اونروز ب بعد دیگ هیچی مث قبل نشد،من بجای روزای خوش،روزای بد زندگیمو گذروندم،بخاطر حـــرفات،مـادرت منو تحقیر کرد پیش عروس داییم،از اونروز دیگ خیلی پیر شدم دیگ همون دختری نشدم ک بقیه میشناختن شدم یه دختر سرد و بی احساس،دلم شد مث سنگ الانم ک 20 سالمه وقتی بهم نگا میکنن فک میکنن من یه زن 30 سالم
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

میشه بیاین

saeedm1370 | 32 ثانیه پیش
2791
2779
2792