بچه ها ما سه تا دوست هستیم..................بعد تولد اون دوتا شده تولد من هنوز نه..............خلاصه ما کیک و بادکنک و اینا میبریم پارک عکس میگیریم..............من کیک درست میکنم تو خونه که خشک باشه تابستونه آب نشه .......هفته پیش که تولد بود دوستم مابقی کیکشو برد خونه چند بار بش گفتم سینیشو بیار...........تازه خریده بودمش مخصوص کیک بود.................بعد امروز بش گفتم سینیمو بیار گفت مامانم انداخته دور......خیلی ناراحت شدم ولی هیچی نگفتم.................اصلا هم دلم نمیخاد تولدم باش برم پارک................حق دارم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دیگه نه صلوات میفرستم نه دعا میکنم نه اسمتو میارم نه باهات حرف میزنم نه برات نامه مینویسم....چرا همه چی یطرفه باشه؟؟؟فقط من صدات کنم؟تو جواب ندی؟این رسمشه؟برو با همون بنده عزیزات که براشون کم نمیذاری.منم یه گوشه این دنیا زندگیمو میکنم تا .......
دیگه نه صلوات میفرستم نه دعا میکنم نه اسمتو میارم نه باهات حرف میزنم نه برات نامه مینویسم....چرا همه چی یطرفه باشه؟؟؟فقط من صدات کنم؟تو جواب ندی؟این رسمشه؟برو با همون بنده عزیزات که براشون کم نمیذاری.منم یه گوشه این دنیا زندگیمو میکنم تا .......
حتی اون یکی دوستمم خندید گفت ..چقدر بهت سفارش کرد سینیشو بیاری
دیگه نه صلوات میفرستم نه دعا میکنم نه اسمتو میارم نه باهات حرف میزنم نه برات نامه مینویسم....چرا همه چی یطرفه باشه؟؟؟فقط من صدات کنم؟تو جواب ندی؟این رسمشه؟برو با همون بنده عزیزات که براشون کم نمیذاری.منم یه گوشه این دنیا زندگیمو میکنم تا .......
دیگه نه صلوات میفرستم نه دعا میکنم نه اسمتو میارم نه باهات حرف میزنم نه برات نامه مینویسم....چرا همه چی یطرفه باشه؟؟؟فقط من صدات کنم؟تو جواب ندی؟این رسمشه؟برو با همون بنده عزیزات که براشون کم نمیذاری.منم یه گوشه این دنیا زندگیمو میکنم تا .......