با مادر شوهرم توی،یک خونه ایم شوهرم برامون زندگی میکنه پدر شوهرم فوت شده،بعد همش شوهرم با مامانش فقط حرف میزنه خیلی بهش احترام میزاره،ب منی ک زنشم،اصلا یه کلام حرف نمیزنه بی احترامی میکنه بهم ،مثلا اگه مامانش غذا درست کنه ازش تشکر میکنه ولی از من نه،با من ک زنشم،با اینکه خوشمزه تر درست میکنم اصلا تشکر نمیکنه،چیزی واسش،کم نمیزارم،از هر نظر چیزی ک دوس داره را براش انجام میدم ،ب خودمم،میرسم،وقتی از سرکار میاد همش سرش تو گوشیشه،محلم،نمیده،رمز گوشیش،هم بهم نمیگه، ب خدا اصلا حوصله دعوا هم ندارم چون مامانش اینجاس،خجالت می کشم جلو مامانش دعوا درست کنم،احترام هم ب مامانش میزارم،دلم خیلی گرفته،قبلا بیشتر دوسم داشت،ولی الان ها اصلا خسته شدم دیگه دوتا بچه هم دارم ،چیکار کنم ک بام حرف بزنه؟
تویه فرصت مناسب که خوبه بشین کنارش وبهش بگو جدیدا خیلی حوصلم سر میره واحساس میکنم کمی از هم فاصله گر ...
اگر جواب نداد ازش یکم فاصله بگیر نه اینکه کم محلیش کنی اما براخودت شاد باش زیاد نگاش نکن وتو حال خودت فیلم ببین وحتی شده به ظاهر هر هر بخند تجربه کردم نچسبیدن وفاصله گرفتن باعث میشه برا ادم موس موس کنن😏
بنظر من اصلا نگه چون بعضیا با گفتنش جوگیر تر میشن ..
بنظر من عیییین خودش رفتار کنه رمزشو عوض کنه همش سرش تو گوشیش باشع غذا کمتر درست کنه اگه گله کرد بگه من کلا اینطوریم ک هرکسی ک کنارم باشه حالت اونو میگیرم اگ شاد باشع شاذم نباشه هم منم دپرس میشم خودمم چندشم میشه ازاینک شبیه تو شدم ک همش لالی و سرت فقط تو گوشیته و اصلا مهم نیست برات ک داری با کسی زندگی میکنی:/