مادرم دوتا اتاق خواب داره.
ماهم دو تا دختریم که هر دو عقدیم.
اگه هر دو مون باشیم خونه مادرمون .مادرمون باید توحال بخوابه براش سخته.
شوهرم شب میاد دنبالم منو میبره خونه خودشون.
خواهرم ک همش اینجا پلاس با شوهرش.
من میرم که مادرم بره تواتاق خواب.
دیشب خواهرم بهم اس داده که عروس خاله اومده رفته تواتاقت.گفتم اتاق من پر از جهازه باید قفل میکردم. بخاطر مامان قفل نکردم.
بعدشم مهمان چیکار داره بره تواتاق خواب بخوابه.
اونوقت صاحب خونه بره توحال بخوابه؟؟
بعدشم توتخت خوابمون.اونم با لباس خواب من؟؟؟
تخت خواب و لباس خواب یه چیز شخصیه مثل لباس.
بعد الان اومدم خونه.
خواهر میگه ساعت ۹ شب اومدن وساعت ۲ شب رفتن.
گفت کلا تواتاق بود. موقع شام و میوه اومد خورد و دوباره رفت تواناق .انگار هتله
گفتم چرا زود رفتن.
بعد گفت مقنعه هم میخواست. ک صبح از اینجا بره دانشگاخ
گفتم دانشگاه کنار خونشونه.چرا اومد اینجا مقفع میخواست..خیلی پزو آن.
بچه دختر خالم هم بود ۹ سالشه. به دامادمون میگه علی .انگار شوهرش صداش میکنه.
میگه تومثل سگی.
بعد میره پیش دامادمون دراز میکشه
ب مادرم عکس .... نشون میده
خی ار میگیره ...
کلا فامیلامون همه پرو ان