2789
عنوان

خیلی ناراحتم

47 بازدید | 43 پست
امروز نامزدم منو برد دفترش گفت بیاوحرف بزنیمو اینا از وقتی وارد شدیم رفت نشست پشت میزش شروع مرد به کار کردن و با منشی اسکلشون داشتن سر و کله میزدن بخاطر یه فایل, منم عینه دوساعت خیره به افق, اصلا انگار نه انگار من اونجام بعدم پاشد اومد روبروم گفت خسته شدی گفتم اره گفت پاشو برو خونه!!!!!!!!! تا خونه گریه میکردم تو مترو من خیلی لوسم یا کارش بد بود واقعا؟

نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



کارش زشت بوده ولی نه در حدی که گریه کنی!!!
وقتی برای تاپیک شما نظر میدیم و راهنماییتون می‌کنیم،لایک کردن شما نشانه شعور شماست که “ممنونم از زمانیکه در اختیارم گذاشتید”….اینجا به هیچ عنوان جای درد و دل و مشورت گرفتن برای مسائل مهم زندگی مشترک نیست… لطفا به هیچ عنوان براساس نظرات کاربران با سنهای پایین و فرهنگ های مختلف تصمیم های جدی نگیرید…☘️
فدای سرت و خ-- تو سر اون که ناراحتت کرد
ولی مثبت فکر کن
مثلا میخواسته شاید بهت نشون بده سر کار خیلی پرمشغله س
ازین الکی مثلنیا
خدایا تورا به آبروی فاطمه زهرا(س) همه ی مارو عاقبت بخیر بفرما http://mob.ninisite.com/discussion/thread.asp?threadID=1419405
بعدم اومد خونه گفت چرا رسیدی خبر ندادی گفتم نمیدونم چرا چیزی که مهم نیستو اصرار داری وانمود کنی مهمه بعد زنگ زد یهو که چیه چی شده منم هر چی گفت گفتم هیچی, ازین ادم بیشتر میسوزه که خودش میدونس چیکار کرده, گفت من به کارم رسیدم ناراحت شدی؟ من حالتو نپرسیدم ناراحت شدی ؟ بی توجهی کردم بهت ناراحت شدی؟ .... خودش میدونسته داره چیکار میکنه...
به نظرم اونقدر موضوع حادی نیست که میگی نابودم کرد!!!
خب حواسش پی کارش بوده مردا معمولا نمیتونن رو چند تا موضوع تمرکز کنن
اونم که گفت برو خونه حرفش از نظر خودش بد نبوده اونجوری گفته که حوصلت سر نره
نهایتا یه عذرخواهی ساده و کوچیک کافیه اونقدرها موضوع ناراحت کننده ای نیست
من مشکلات را حل نمی کنم , من افکارم را درست می کنم ، سپس مشکلات خودشان حل می شوند. (لوییز هی)
هر چی گفت من گفتم نه ناراحت نیستم ولی گفت از لحنت معلومه بعدم گفت اونجا روزای اولیمونه کارمون زیاده و من فقط گفتم بیای اونجا بشینی پیشم باشی و ببخشید و اینا ولی من هنوز دارم دق میکنم خاک تو سرم که دوساعت خودمو سبک کردم نشستم اونجا باید سریع پا میشدم میومدم
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792