2777
2789
عنوان

پریشانی :)

213 بازدید | 2 پست

روزگار من و مویش به پریشانی رفت

یک شب آرام رسید یک شب بارانی رفت

یک شب آمد من مجنون به جنون افتادم

دل دیوانه ی خود را به نگاهش دادم

روزگار من و مویش به پریشانی رفت

چشم بستم دل مجنون پی لیلا برگشت

چشم بستم که دلم سمت تماشا برگشت

زلف یک خاطره در باد پریشان میرفت

دل دیوانه پی اش دست به دامان میرفت

میروم گریه کنم باز دمی را در خود

میروم غرق کنم کوه غمی را در خود

میروم باز میان همه ی رفتن ها

باز هم میروم از شهر تو اما تنها

داغ فرهاد به دل دارم و دلدارم نیست

دل گرفتار همان دل که گرفتارم نیست

یک نظر دیدم و یک عمر پی یک نظرم

من دیوانه به زنجیر تو دیوانه ترم

میروم گریه کنم باز دمی را در خود

میروم غرق کنم کوه غمی را در خود

میروم باز میان همه ی رفتن ها

باز هم میروم از شهر تو اما تنها


این آهنگ رو که گوش دادم به پهنای صورت اشک ریختم و به عمق دردم هق هق کردم ...

چیکار کرده آقای قربانی...

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

2790
2778
2791
2779
2792