2777
2789
عنوان

پریشانی :)

205 بازدید | 2 پست

روزگار من و مویش به پریشانی رفت

یک شب آرام رسید یک شب بارانی رفت

یک شب آمد من مجنون به جنون افتادم

دل دیوانه ی خود را به نگاهش دادم

روزگار من و مویش به پریشانی رفت

چشم بستم دل مجنون پی لیلا برگشت

چشم بستم که دلم سمت تماشا برگشت

زلف یک خاطره در باد پریشان میرفت

دل دیوانه پی اش دست به دامان میرفت

میروم گریه کنم باز دمی را در خود

میروم غرق کنم کوه غمی را در خود

میروم باز میان همه ی رفتن ها

باز هم میروم از شهر تو اما تنها

داغ فرهاد به دل دارم و دلدارم نیست

دل گرفتار همان دل که گرفتارم نیست

یک نظر دیدم و یک عمر پی یک نظرم

من دیوانه به زنجیر تو دیوانه ترم

میروم گریه کنم باز دمی را در خود

میروم غرق کنم کوه غمی را در خود

میروم باز میان همه ی رفتن ها

باز هم میروم از شهر تو اما تنها


این آهنگ رو که گوش دادم به پهنای صورت اشک ریختم و به عمق دردم هق هق کردم ...

چیکار کرده آقای قربانی...

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز