2777
2789
عنوان

گستاخی

147 بازدید | 4 پست


از حدیث اولیا نرم و درشت

تن مپوشان زانک دینت راست پشت

دین به معنی روش است اینجا. اگر در این مسیر  خودشناسی رفتید و آگاهید  و تمام این صحبت ها را با جانتان حس کردید، هر جایی که هستی، از درشتی و نرمی آن آدمی که تربیتت می کند، تنت را نپوشان. 

 یک توی سر زدن او به هزار محبت دیگر می ارزد. این آدم نیامده که منِ تو را، این هویت فکری تو را، این منِ متورمی که به هر نوع شیطانی تبدیل شده، این را هی پر و بال بدهد که تو خوشت بیاید. 

نه از نرمی اش سوء استفاده کن و نه از درشتی اش عقب بنشین.

می گوید  قوه ی تمییزت را بالا ببر، بدون اینکه [بگویی] میگن آقای فلانی اینقدر دنبالش میکنن اینقدر معروفه ... میگن را ول کن! شمس یک ولگرد آفاقی بود. نه صاحب کرسی بود، نه صاحب مال بود و نه صاحب مدارج عالیه دانشگاهی بود. ولی وقتی قوه ی  تمییز داشته باشی، این دیگر دست توست.

این بدست توست بشنو 

وقتی چیزهای می بینی و میشنوی که  عین بهار روحت را دارد لطیف می کند. آنجا دیگر  از نرمی و درشتی نترس. نگو هی این به من برخورد....




🌾🌾🌾

دیگه عبوس نیستم😺 اما خب این اسمو متاسفانه نمیشه تغییرش داد دیگه 😃

شمس    

ایول ایول  

او یکه و تنها در کوهستان زندگی آرامی داشت،انعکاس نور مهتاب را در چشمه بسیار دوست میداشت،دلگرمی او تنها روشنی نور مهتاب بود،وقتی آب چشمه غلتان میشد نور ماه گریزان میشد،گرفتن نور مهتاب نه کاریست آسان،همچون پرواز پرنده ای که می پرد هراسان...

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

امضات 😐😒


    چشه نکنه اینم گستاخیع

او یکه و تنها در کوهستان زندگی آرامی داشت،انعکاس نور مهتاب را در چشمه بسیار دوست میداشت،دلگرمی او تنها روشنی نور مهتاب بود،وقتی آب چشمه غلتان میشد نور ماه گریزان میشد،گرفتن نور مهتاب نه کاریست آسان،همچون پرواز پرنده ای که می پرد هراسان...
نه امضات جواب من بتو بود 🤣 در اینده اگر استاد معنوی پیداش شد با این اخلاقت حتما بیخیال میشه 😪گذاش ...


  اخلاق منو زیر سوال برد استاد

اوکی از درشتی ات عقب نمی نشینم  

او یکه و تنها در کوهستان زندگی آرامی داشت،انعکاس نور مهتاب را در چشمه بسیار دوست میداشت،دلگرمی او تنها روشنی نور مهتاب بود،وقتی آب چشمه غلتان میشد نور ماه گریزان میشد،گرفتن نور مهتاب نه کاریست آسان،همچون پرواز پرنده ای که می پرد هراسان...
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز