بالاخره بعد از هففففت سالی که راحت هم نگذشت من و عشقم بطور رسمی مال همدیگه شدیم و اِسممون رفت توی شناسنامه ی همدیگه(: هفت سالی که سرشار از عشق و صبر بود🫂 ۳ سال اول رو من برای بهتر شدن موقعیت و شرایطش صبر کردم و ۴ سال اخر رو اون، تا رضایت پدرم رو بگیره(: وقتی ثمره ی این هفت سال عشق و صبر رو به شکل یه حلقه ی خوشگل💍 هرروز میکنی توی انگشتت حس خیلی قشنگیه🥰 این حس قشنگ رو برای تمام عاشقان ارزو میکنم💞 من درکتون میکنم که گاهی چقدر سخت میشه🫂
۱۲روز هم وطن بودیم فقط؟نه،از اینجا شروع کن،هرکسی کوچکترین توهینی به اقوام ،مذاهب و ادیان ایرانی کرد جوری پشت هم وطنت دربیا روش نشه دیگه بیاد سایت،گزارش فقط تاپیک میترکه کاربری های نخاله ای و علف هرزی میمونن،ریششونو تو سایت بخشکونیم،اینام مثل پهبادا خطرناکن ،دیگه دوره تفرقه گذشته...
۱۲روز هم وطن بودیم فقط؟نه،از اینجا شروع کن،هرکسی کوچکترین توهینی به اقوام ،مذاهب و ادیان ایرانی کرد جوری پشت هم وطنت دربیا روش نشه دیگه بیاد سایت،گزارش فقط تاپیک میترکه کاربری های نخاله ای و علف هرزی میمونن،ریششونو تو سایت بخشکونیم،اینام مثل پهبادا خطرناکن ،دیگه دوره تفرقه گذشته...
من به دستان خدا خیره شدم معجزه کرد. اگر مادری، حتما حال این روزهای من را میفهمی ... فقط یه دعا کن خدا آرزوی این روزهای دلم رو برآورده کنه پسرم با آرامش از آغوشم شیر بخوره . ممنون از دعای قشنگت
من به دستان خدا خیره شدم معجزه کرد. اگر مادری، حتما حال این روزهای من را میفهمی ... فقط یه دعا کن خدا آرزوی این روزهای دلم رو برآورده کنه پسرم با آرامش از آغوشم شیر بخوره . ممنون از دعای قشنگت