من خودم ازدواج نکردم نمیدونم اصلا تا حالا یک نفر خم خواستگار من نبوده همیشه هم سرم تو درس و کتاب بود با خیلی ها که حرف میزنن مشتاق هستن بیان سمت من ولی نمیشه که با هرکسی دوست شد که فکر نمیکنم دیگه ازدواج کنم حداقل ۳۶ رو دارم همش فکر میکنم کاش منم تو خانواده ای بودم که سخت نمیگرفت تو روابط همه چی من دخترهایی می شناسم تو فامیل خودمون میان عروسی از اول وسط هستن تو سن کم ازدواج کردن اصلا دنیاشان با من فرق داره کسی بهشون سخت نگرفته برا خودشون هستن پولدار هم نیستن ها گاهی از لحاظ مالی خوانندگی خیلی پایین تر هستن ولی از دنیا لذت میبرن
حسرت نمی خورم من کورد هستم اتفاقا از رقص فارسی اصلا خوشم نمیاد رقص محلی خودمون یکجور اعتماد بنفس خاصی زو می طلبه من اونها رو میگم هرکسی هم بلد نیست برا اون وسط
نمی دونم واقعا خودمم نمی فهمم ولی گیر کردم .... یه پسر هم دارم ولی احساس می کنم من آدمی نبودم که آنقدر زود گرفتار مسولیت بشم ...الان 21سالمه ولی خیلی خستم
نمی دونم واقعا خودمم نمی فهمم ولی گیر کردم .... یه پسر هم دارم ولی احساس می کنم من آدمی نبودم که آنق ...
اشتباه میکنی قدر زندگی رو بدون خیلی ها حسرت میخورن مسئولیت داشتن آدم رو بزرگ میکنه همسرت هم دوست داره الان بچه های دبیرستانی هم دنبال شوهر کردن هستن. برا خودت خوش باش دل به زندگی و همسرت بده دو روز دیکه میبینی سرنوشت دوستهای مجردت رو من انقدر خوشم از این مادرهای خیلی جوون با پدرهای جوون میاد
۳۶سالته ؟ خوب خواستگار اصلا نداشتی چون خانوادت سخت گیری بودن منظورت اینه؟
خیلی چیزها دست به دست هم میدن تو رو از گود بیرون کنن خانواده سخت گیر ' قیافه ساده من و خیلی کم سن و سال زدن من ' من خیلی از دخترها اجاره نداشتم خیلی بخودم برسم رفت وآمد نداشتیم هیچ کس مارو نمی شناخت.