2777
2789
خب اگر متاهل بودین چ جوری همسرتون راضی میکردی 

من خودم الان تو پروسه مهاجرتم سخت ترین

 قسمت کارم همین بوده

باید کلی از پیشرفتایی که آشناهاتون اونور داشتن بگی

بعد بگی خیلی دلم میخواد ماهم میتونستیم این رو تجربه میکردیم بعد مرحله به مرحله پیش ببری دیگه

هیچ وقت هیچوقت دوست ندارم مهاجرت کنم مگر اینکه شرایط مجبورم کنه برم

اگر بدونی اونجا آینده بهتری داری،  و اینکه اینجا ی خونه کوچیک ک مشتر ک هس ، و ی ماشین مدل پایین و شغل آزاد داشته باشی میری؟؟

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

اگر بدونی اونجا آینده بهتری داری،  و اینکه اینجا ی خونه کوچیک ک مشتر ک هس ، و ی ماشین مدل پایین ...

نه حتی اگر بدونم اونجا امکانات بیشتری در انتظارمه نمیرم من یه سفر یه هفته ای میرم خارج از ایران دیوانه میشم وای به حال اینکه بخوام برم زندگی کنم جای دیگه ای،

دوست خوبم لطفا درخواست دوستی ندهید متشکرم 
نه ، من نمی‌خوام کشورم رو ول کنم و برم ، اگر همه برن کی بسازه ؟ اینطوری کشورتون رو دو دستی دادین دست ...

مثالت این میشه ترجمهش وقتی کشور آتیش میگیره آدما فرار میکنن خونه ها میمونن

مثالت این میشه ترجمهش وقتی کشور آتیش میگیره آدما فرار میکنن خونه ها میمونن

نه ، خونه ریشه نداره اما درخت ریشه داره ، حالا شما به مثال من ایراد بگیرید مهم اصل مطلبه که خودتون هم میدونید 

ناگهان پیدا شو ، دستی به سوی ما دراز کن و نجاتمان بده ... 
همسر شماست قلق شم طبیعتا دست خودتونه دلایل مهاجرتو براش ردیف کنید کنار هم اگر آدم منطقی باشه خودش م ...

الکی هی نه میاره ، تا جایی که بحثمون میشه، میگم ی مدت میریم ،دست پر برمیگردیم ...

خب شما بمون ،احتمالا وضعت خوبه اینجوری میگی  


شما هم فرار کن ! اونی که بخواد میمونه و میسازه ، آره وضعم بد نیست ، چون پدر و مادرم یه عمر کار کردن و زحمت کشیدن ، از دوم دبستان خونه تنها میموندم چون مامان و بابام شیفت بودن ، خودم مدرسه میرفتم ، خودم درس می‌خوندم ، با تنهایی بزرگ شدم ، موقع شروع سال تحصیلی کسی نبود از قرآن ردم کنه خودم خودم رو رد میکردم ، اکثر اوقات پدر و مادرم رو با هم نداشتم یه موقع مامانم خونه میموند بابام میرفت یه شهر دیگه یه موقع بابام میموند مامانم شیفت میشد ، آره وضعم بد نیست چون پدر و مادرم زحمت کشیدن موهاشون سفید شده سر خونه ساختن ، حالا بیا و عظمت خونشون رو ببین، چرا ؟ چون تلاش کردن خون دل خوردن ... منم میمونم تلاش میکنم و کشورم رو می‌سازم هر کس اگر تو نقش خودش بهترین باشه چنان تحولی ایجاد میشه که بیا و ببین ، ما به خودمون رحم نمی‌کنیم بعد دولت رحم کنه ؟ 

ناگهان پیدا شو ، دستی به سوی ما دراز کن و نجاتمان بده ... 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز