اصن نمیدونم از کجا شرو کنم
چن ردزه دیگه هم تولده من هم تولد رلمه ...ی قراره دو نفره میخوایم بریم
دبشب ک داشتیم راجبش حرف میزدیم گفت ک ب ارین(پسر عمم ک دو سال ازم کوچیکتره)میگم بیاد من گفتم باشه بگو ولی فک نکنم بیاد
بعد کفت ب رفیقات سیتاو حلیا روژان بگو بیاناا
من گفتن اونا دیگه برا چی بیان ک؟؟ ی قراره دو نفرس همین ک من دارم میام خودش خیلیه
کفت ک نههه همین الان برو بهشون پ بده ک تولد بیان
من گفتم اونا اولش اصلا نمیاد بعدشم من خودم دوست ندارم بیان ی قراره بین منو تو هست اخه دوستام چرا بیان؟؟؟؟ مگه دوستای تو دارم میان؟ بعد گفت اهاااا مشکل از توعهه تو دوس نداری
بعدش دادو بیداد کرد ت ب من اعتناد نداری و فلان
دیگه سرتونو درد نیارم بحثمون شد اخرسر گفتیم کات
ی کمم بهم توهین کرد
بعدش گفت بمیریم برنمیگردم
الان دیدم زنگ زده جواب ندادمو بلاکش کردم
ب نظرتون چیکار کنم؟؟
اصلا دلیل این همه اصرارش چیه؟؟