مشکل خاص و هادی ندارم
اما از زندگیم راضی نیستم انگار چیزی کمه انگار جام اینجا نیست همش جدایی تو فکرمه
امروز حتی شوهرم اومده برام گل اورده
خونه ماشین بنام خودمه حتی حق طلاق دارم همش میگم جدا شم تنها زندگی کنم
چون خوشحال نیستم شوهرم کاریه اما نمیزاره برم سرکار
مجرد بودم شاغل بودم و فعال ولی الان همش گوشه خونه نشستم
میگم برم باشگاه میرع تردمیل و دمبل میخره میگه تو خونه ورزش کن
کلا مخالف بیرون رفتنمه مثلا با خواهرم با هزار بدبختی میزاره برم بیرون مجرده میگه ها میری دوس پسرش هم میاد کلا انگار شکاکه
نمیدونم چمه تو این زندگی
کلا ماهی ۱ت میده هیچ پولی هم دست من نیست حتی نمیدونم خیار کیلو چند ماست چنده هیچی
البته دوسال پیش بهم خیانت کرده و دیگه چیزی ازش ندیدم و مثلا سالی سه یا چهار بار تو دعوا کتک کاری میکنیم یعنی زبون درازی کنم اون کتک میزنه در حد گلوم فشار بده کبود بشه و قرمز در این حد
بابا و داداش ندارم که بگین به اونا بگو ،خودم ولی از پس زندگی تنهایی برمیام بنظرتون جدا شدن خوبه برای من ؟
خیلی روزای بدی داشتم مثل دیونه ها شده بودم
بنظرتون دارم افسرده میشم ؟