ما سه ماهی هست کلا نه زنگ میزنم نه اون دیگه زنگ میزنه خیلی دوست دارم زنگ بزنم ولی همش حالگیریه برام چون یا پز میده یا فخر میفروشه با هرکاری ک میخوان بکنن تازه یا کردن قبلا میخواد پزشو بده واقعا اعصابشو ندارم نمیخوام حسودی کنم اسمشو نزارید حسودی ولی دوست دارم شوهرم از اونا بیشتر پیشرفت کنه تا انقدر روی مخ من نرن اما واقعا توجه ای نداره براش اهمیتی نداره منم نمیتونم ببینم ک اونا با رفتاراشون میخوان فقط روی مخم برن تصمیم گرفتم کم کم بزارمشون کنار تا اعصابم آروم تر باشه الآنم دیگه زنگ نمیزنه جدیدا بهم نه سراغ منو از کسی میگیره شماها چی زندگیتون از جاریتون جلوتره
دوتاشون اره یکیشون ن چون هیچ پخی نیس اما ادعاش میشه من میبینمش خندم مبگیره بهش اما اون فک میکنه خیلی خفنه تقریباااا همه رو مسخره میکنه همههههه رو بعد تو روشون میگه وای عزیزمممم جاانمممممم و این شرو ورا ولی وای وای از ادا هاش
اگه تو مخت میره تماس نگیر. من جاری ندارم برادر شوهرم یه دوستدختر داره که سن و دغدغه هامون بهم نمیخوره واسه همین تماس نداریم ولی جایی همدیگه رو ببینیم خیلی خوبیم باهم