من بابام اوایل اینطوری بود
بابای من که بازنشسته شد با رفیقش پاساژ شریکی زدن دیگه هر روز از چهار عصر تا ۲/۳ نصفه شب پاساژ بود 😕
بقیه رفیقاشونم میومدن صبحم که میرفت دانشگاه (استاده)
همه شاکی شدیم گفتیم یه چند تا فروشنده بذار پاساژ برو یه کار دیگه پیدا کن
الان مدیر یه مجموعه ورزشیه ارتباط با رشته ورزشیش داره
الان اصلااااااا رفیق بازی نمیکنه و نه نمیگه بهمون
اگر اسی کارمنده یا شغلش طوریه که بعدش وقتش آزاده بهش بگو سرگرم بشه
همین رفیقا چند سال دیگه اسمشم نمیارن
الآن دوستای بابام که هر روز بهش زنگ میزدم سالی یک بارم زنگ نمیزنن بی معرفتا